اصلا اون جاده که آدم رو نبود
بود؟!
نبود !
همه ی راه را به زور تو که نه
به زور این دل لعنت شده بالا آمده ام
هیچ اتاقی شبیه چشمهای بی در و پیکرت نبود
خاکستری  اما
آرام  می آمد

 


سنگ ها

بر کوه تکیه دادند

و من،

به دیوار مقابل

آدمکش ها شلیک کنید!!!...

 

حتی اگر..


آنقدر حاشا کرده‌ايم
که يادمان رفته است
ديروز
به جای ديوار
بر تفنگ‌ها چشم می‌گذاشتيم
و...
گاهی فراموش می‌کنم
خون گلويم را گرفته است
و بايد هر بار که سرفه می‌کنم
تکه‌ای از شهری سوخته
از سينه‌ام بريزد بيرون

 


راههای ناهموار تا خانه
جمهوری , نواب , مرتضوی
تاکسی خوش شانسی  که مسیرش از راه مستقیم
به هیچ جای دیگری کج نمی شود
تو رفته ای آن روزها
ما فشرده در آمبولانس       پوسترهای رفقا در دست
انگشت ها همه رنگی     مست
در گوشه ای تفنگ    دشت   دشتهای پر از خشخاش و نشئگی
عکس می گرفتی و خیلی تند
تا داغ بود به کوره ی یاهو می چسباندی

 

از اين كلاه لبه دار

چند خرگوش زنده مي خواهيد

بيرون بياورم !؟

در باراني پوسيده ام

كبوتري خوابِ آسمان ديده است!

 

ریخت و پاش شده بودیم

انگشتهامان بالاتر از خطوط کشیده می شد.

دامنها می چرخیدند و سرها

زیر پوششی از حریر خم می شد

پاهایمان می لرزید و برای بودن دایره هایی رنگین می شدیم

 

 

لااله‌الا‌‌‌‌لاو مجموعه ای از شعرهای عاشقانه ی علی عبدالرضایی ست که ناب ترین شعرهای او را شامل می شود . تنوع فرم های شعری , زبان شعری منسجم و برخورداری از ساختارهای شعری بدیع ,از خصوصیات  بارز شعرهای این کتاب است , از آنجایی  که  لااله‌الا‌‌‌‌لاو یکی از پنج کتابی ست که عبدالرضایی طی سال گذشته منتشر کرده است و ممکن است مخاطب جدی شعر فرصت خوانش این کتاب را از دست داده باشد سایت هشتاد با تاکید ویژه  بر  لااله‌الا‌‌‌‌لاو , خوشحال است که شما را به این شعر خوانی اینترنتی دعوت میکند

 

 
مطالب بیشتر...
 7 مهمان حاضر
بازدیدهای محتوا : 21109