بحث مشترک ـ پرسش و پاسخ آنلاین - شعر رادیکال ـ وضعیت استعاره ومجاز مرسل و کنایه ــ عناصر نشانه شناسی
| نقد - بررسی |
....
نظر ها (27)
-
شماره هجدهم ماهنامه «ادبیات ما» به روز شد پروندهای برای بهومیل هرابل: مروری بر آثار و زندگیای این نویسنده-برگردان: فریبرز نریمانی نگاهی به «تنهایی پرهیاهو» با ترجمه پرویز دوائی- مجتبا صولتپور، آرش معدنیپور گفتوگوی کوتاهی با پونه ابدالی-داوود آتشبیک مروری بر ادبیات اینترنتی و نگاهی به رمان «قطار ساعت 10 به لندن»-سینا حشمدار نگاهی به رمان «خنده را از من بگیر» نوشته جواد ماهزاده-سینا حشمدار تاملی بر داستان «کفتر چاهی» از مجموعه «دو کام حبس» نوشته «مریم منصوری»-علی رشوند شعری از «پراوین کومار»-برگردان: ملیحه بهارلو سرودههایی از شیرکوه بی**- مقدمه و برگردان: بابک صحرانورد بحثهایی دنباله دار پیرامون ریشههای واژگان پارسی و سیر تحولات زبان پارسی در تاریخ و چندین شعر و داستان از شاعران و نویسنده جوان منتظر نظرات، انتقادات و پیشنهادات ارزشمندتان هستیم «ادبیات ما»
-
Y-m-d H:i:s |217.136.253.169| ناشناسپریا جان مثل اینکه اینجا بخش خودشناسی نداره برو بگرد حتمن پیدا می کنی
-
Y-m-d H:i:s |65.49.2.22| فریبا - از پیمانسلام دوست عزیز لطفا اگر در ارتباطی از پیمان کیهان ور هم چند شعر بذار قول میدم استقبال خوبی بشه راستش خودم هم نمی دونم چرا هیچ خبری از شاعری به قدرت اون نیس؟؟!!
-
خواندیدنی شعری کاملن مبتنی بر دمکراسی ست و نه این دمکراسی دروغینی که شعارش را سیاسیون می دهند که دمکراسی راستین و هنری و نیز این ادعا که خواندیدنی ، وظیفه ی سرودن شعر سطری را از دوش شاعر برداشته و بر عهده ی خوابیننده گذاشته ، در این خوابینشگری ، به عینه مصداق می یابد . به عبارت دیگر ، مخاطب خواندیدنی "شاعر" است و مولفش – شاعر - ! این – شاعر – با شاعری که پیش از این می شناختیمش، خیلی فرق دارد و نخستین و مهم ترین فرقش ، همین که مولف خواندیدنی دست کم باید "دوکاره" باشد ؛ یعنی هم شاعر و هم نقاش ، هم شاعر و هم داستان نویس ، هم شاعر و هم فیلم ساز و ... ! .. .. .. پاره حرف دارد !
-
مهردادجان من براي شما ميل گذاشتم كه متاسفانه جواب ندادي كارهاي بچه هارو ديدم بنظرت همون چيزهايي كه درمورد كاراي من گفتي اينجا صدق نميكنه!خيلي كدهابسته اندوبسياري حرف ديگه به اميدديدن...عزيز ميثم شناختيم!
-
استاد کجایین یه سر به کارای من بزنید راستی من یه با عضو شدم اون نامن کاربری و پسوردی که سایتتون بهم داد میزنم ارور میده
-
مهردادعزيز سلام چندوقت پيش برات ميل كردم امامتاسفانه هيچگونه جوابي نداديد من اگربخوام كارهاي خودم رو توي سايت شما بزارم به چه صورت ميتونم انجام داهم باسپاس راستي چندتاازكارهاتو توي انجمن شعرخوندم ...
-
سلام مهرداد عزیز فعلن همین را باید گفت که بر سر خواندیدنی بحث است در بانکول و نظر خیلیها گرد هم امده به گونه ای که کمتر پیش میاید چنین گرد هم ایی از طیفهای مختلف نگرش لینک بده به مطلب که از فراخوانهای قبلی بیشتر است تعداد آرا و کیفیت و صاحب رایها نیز با ارزوی گردش های به کام
-
سلام و درود بر شما هنرمند و هنردوست عزیز و گرامی وب زیبا و قابل توجهی دارید. اینجانب مدیر وبلاگ کافه هنرمندان هستم. خوشحال میشم شما هم به کافه هنرمندان بیایید و نظرتون را در مورد مطالب کافه بگید و حتی از سفر یکروزه ادبی هنری و تفریحی به دهکده فرهنگی و تاریخی کندلوس هم بهره مند بشید. قدمتان بر روی چشم. همونطور که میدونید در هنر فقط با دست به دست هم دادن و کمک به یکدیگر میتوان به اهداف رسید. پس اگر مقدور بود لطف کنید مطلب سفر کندلوس رو به دوستان خود هم اطلاع دهید. با سپاس فراوان و آرزوی موفقیت برای شما اگر مقدوره خبر سفر رو هم لينك كنيد
-
Y-m-d H:i:s |109.128.199.211| ناشناسaz zange khatar harasan nashavid balakeh dar zeniyat shak namiyaid keh azan bad shaved hajat bayan
-
دال یک نشانه زبانی است که به مدلولی حقیقی بیرون از خود اشاره می کند و نشانه ای زبانی است , اما در مورد شعر دال نشانه ای زبانی نیست و اصلن نشانه نیست بلکه دال خود مدلولی حقیقی ست که با معنای پیش از خود حفظ سنت می کند و یک سره ار بنیان معنایی قبلی کنده شده و آفرینه ای جدید است که مدلولش خودش هست و بیرون از متن نیست,بنابر این در جهان شعر انطباق عناصر درونی اثر با معیارهای جهان اول راه به جایی نخواهد برد , اماآن چه مهم است حفظ ریشه ای معنایی این مدلول جدا شده از سرزمین زبان به ماقبل خودش هست چرا که در حفیفت ماقبل این مدلول به خواننده اثر کمک خواهد کرد تا رمز وکد برقرار شود و به زمینه اثر انرژی رسانایی خواهد داد و تماس بین متن و گیرنده برقرار خواهد شد ودر غیر این صورت یکی از عناصر شش گانه نارسا خواهد شد و متن غیر قابل بازگشایی و شبکه های تاویل نیز مسدود خواهد شد
-
Y-m-d H:i:s |80.191.200.126| فرشتهدوست دارم در اين بحث مشترك اول به نشانه شناسي بپردازيم...در اينباره سوالهايي دارم كه ميخوام اينجامطرح كنم.سوال اول اينكه ما چند نوع نشانه داريم؟واينكه دال يه نشانه ي زباني است؟اصلا دال ميتونه نشانه به حساب بيايد؟
-
Y-m-d H:i:s |109.130.33.99| هشتادنشانه تاویل واحد ندارد و بستگی به شرایط دارد چرا؟ دود نشانه آتش است اما همیشه نشانه آتش سوزی نیست رد پای اسب نشانه عبور اسب است از روی ماسه ها, اما اکر مثلن پانصد سال قبل بود تاویل این بود سرداری از این جا گذشته است ولی امروز شاید تاویل این باشد یک توریست از این جا گذشته, بنابر این تاویل از نشانه بستگی به شرایط زیست شناسیک و زمانی و مکانی دارد به همین دلیل از یک شعر حاقظ شما به تاویلی یک سر جدای از من می رسید در گرفتن یک فال .... که در اینجا بحث همزمانی و در زمانی بودن بسیار حائز اهمیت است
-
Y-m-d H:i:s |109.130.33.99| فرشتهنشانه از نشانه گذار بوجود مياد يعني شرط لازم براي وجود يه نشانه، نشانه گذار است وتا نشانه گذاري نباشه، نشانه هم بوجود نمياد. اما دليل وجود نشانه حتما حضور نشانه گذار درآن زمان ومكان نيست، در واقعا نشانه توسط نشانه گذار خلق ميشه و بعدخودش يه عينيت مستقل پيدا ميكنه... وقتي يه جايي ردپاي اسب هست حتما ازاونجا اسب رد شده اما اينكه الان هم اسب (نشانه گذار) حضورداره يا نه معلوم نيست و با عدم حضور نشانه گذار، اون نشانه ديگه ازبين نميره... من فكرميكنم حضور يا عدم حضور نشانه گذار رو تنها بعد زمان است كه مشخص ميكنه و گرنه اين دوتا يعني نشانه ونشانه گذار در بعد مكان مشتركند. و تنها زمان مشتركشان همان لحظه ي خلق نشانه توسط نشانه گذاراست. اما يه سوال ....؟ همه ي نشانه ها كه اينچنين ارتباطي با نشانه گذار خود ندارند...البته به نظرمن..! شايدم دارم اشتباه مي كنم...مثلا برخي نشانه هاهستند كه وقتي نشانه گذارشون غايب شه، اون نشانه ها هم ازبين ميروند... صداي آواز پرندگان نشانه ي حضور خود پرنده ها نيست ؟ اصلا اينها باهم رابطه ي نشانه و نشانه گذار رو دارن؟ اگه دارن اونوقت صداي پرنده ها روفقط با حضور پرنده ها داريم... نه فكر كنم اشتباه فهميدن، شايد شرط لازم براي وجود رابطه ي نشانه ونشانه گذار فقط ايجاد نشانه يا يك اثر در بعد مكان باشه كه بشه بعدها هم با عدم حضور نشانه گذار، نشانه روداشت...
-
Y-m-d H:i:s |109.130.33.99| هشتادشعر جایگاه غیاب نشانه هاست نثر جایگاه حضورنشانه ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی چی؟ نشانه نشانه گذار رد پای اسب یک نشانه است و اسب نشانه گذار در نشانه مثلن رد پای اسب نشانه گذار حضور نداره ...............................
-
Y-m-d H:i:s |109.130.33.99| یونس معروف نژادسلام. من از همکاری با شما خرسند خواهم بود. با سپاس از شما
-
Y-m-d H:i:s |109.130.33.99| سعید داراییمهرداد عزيزم خدا مي داند كه چقدر ذوق زده شدم از ديدن اين سايت ارزشمند كه در محاصره ي اين همه حصار ، چشم اندازي است رو به كوهها و آسمان هايي كه دوست مي دارم . از تو چه پنهان مدت هاست كه كلمات براي من فقط انگشتاني بوده اند فشرده تا ته حلق براي بالا آوردن همه چيز . ديگر حتا خون و تكه هاي چركين روان و رگ و پي تاريخ را نيز بالا آورده بودم و قرار بر هيچ تحولي نبود . اوضاع نامرتب اين گستره را كه مي داني . اما حتا اگر از ياد ببرم يا وانمود به از ياد بردن كنم ، هميشه جايي پشت اين ديوارهاي بتن ، درختاني در عشوه اند . مي بينم شان . و اين ديدن را وامدار جسارت توام كه هرگز و هيچ وقت در بالا رفتن از اين كمركش صعب ، كم نياورده اي . متشكرم
-
سلام چه جاي خوبي ست هشتاد .و من چه قدر دوست دارم هي شعرها را بخوان ام . هي آلبوم عكس را ورق بزن ام و غرق شوم توي اين همه اتفاق . اين همه هنر ... اين همه ذوق دست ام را به گرمي روي دست هاي ات مي گذارم عزيز كه حس ات مي كنم به دوستي و يگانه گي با مهر
-
Y-m-d H:i:s |109.130.33.99| ابوالفضل حسنیانقدر در بدو ورود اینجا را گرم و سرحال دیدم که هول کردم کجا بنشینم!حرفها و گفت و شنود ها زده شده بود و من دیر رسیده بودم باینهمه من احساس می کنم که نوع دستگاهی که ضییایی در ذهن و روانش جا گذاشته و تربیت کرده است بیش از انکه با زبان کنشی شعری بر قرار کند کنشی شطی بر گزار می کند در متونی که من اینجا خواندم وزنه ی شعر سبک و هوای شط بیش از اندازه نگهداشته شده است! لذا متن در نمایی از مه الودگی که نتیجه" تنافراضا فات" تعلیقات مصنوع" و" ابهامات پیچیده" که جانب شعر را کم می گیردو بیشتر پا در رکاب معما می گذارد فرو می رودبه دید من این "شعراستان" نیست بل شعر-شط است که بازهم کماکان انرژی شعری زبان به نفع کارکرد شطی اش تقلیل یافته و انتزاع و تاریک زدگی سراسر متن را فرو می پوشاند
-
Y-m-d H:i:s |81.243.81.114| ناشناس - کارگاه های ادبی و مکتب خانه در ادبیاتامروز نویسنده می داند که آزاد است که هر جور که خواست بنویسد سبک، تکنیک است و صناعت که انتخابی است از امکاناتی که این آزادی به او می دهد به همین دلیل کولونی و مکتب خانه درست کردن در ادبیات کمتر و کمتر می شود و شکل های متنوع تر و شخصی تر و فردی تری شکل می گیرند" آیا دوره ی برگزاری کارگاه های ادبی و مکتب خانه گذشته است ؟
| < قبلی | بعدی > |
|---|
