• صفحه نخست
  • شعرها
    • ترجمه شعر
  • نقد و بررسی
  • داستان
    • ترجمه داستان
  • ویدئو کلیپ
  • تماس
  • عکس

لااله‌الا‌‌‌‌لاو ـ کتابِ علی عبدالرضایی

Array چاپ Array
poem - page
Addthis

 

لااله‌الا‌‌‌‌لاو مجموعه ای از شعرهای عاشقانه ی علی عبدالرضایی ست که ناب ترین شعرهای او را شامل می شود . تنوع فرم های شعری , زبان شعری منسجم و برخورداری از ساختارهای شعری بدیع ,از خصوصیات  بارز شعرهای این کتاب است , از آنجایی  که  لااله‌الا‌‌‌‌لاو یکی از پنج کتابی ست که عبدالرضایی طی سال گذشته منتشر کرده است و ممکن است مخاطب جدی شعر فرصت خوانش این کتاب را از دست داده باشد سایت هشتاد با تاکید ویژه  بر  لااله‌الا‌‌‌‌لاو , خوشحال است که شما را به این شعر خوانی اینترنتی دعوت میکند

 

دریافت کتاب

  • افزودن جدید
  • جستجو
نظر ها (29)
  • Y-m-d H:i:s |88.178.15.119| ریحانه
    با تشکر از سایت هشتاد همیشه عبدالرضایی غیرمنتظره ست همیشه خواندنش دیوانه ام می کند جقدر شعر اینحا بدون عبدالرضایی تنهاست
  • Y-m-d H:i:s |216.59.17.115| انجمن شعر شناسان ناشناس
    ما بسیار ناراحتیم که دیدیم در برخی از کامنتها قدری درگیری رخ داده است ولی این آقا مهدی از نظر ما همان امام عصر میباشد چون فرمایش ایشان بسی متین و دلنشین بود شعر که رختخواب نیست آقای عبد الرضای ! چه اگر که بود ، من اکنون در کنارت آرمیده بودم و تو نیز از جای بر نمیخاستی هرگز و دیگر شعری هم در کار نبود
  • Y-m-d H:i:s |216.59.17.115| انجمن شعر شناسان ناشناس
    در پایان انجمن شعر شناسان ناشناس با کمال احترام و سپاس از برخی دوستانی که در این سایت فعالیت میکنند و با عرض پوزش از خواهران مجلس : آقای عبالرضایی بیا انجمن ما را ، تک تک بکن و دیگر شعر ننویس چرا که ما از جسم خویشتن ، چونان مسیح در شام آخر ، برای ادبیات گذشته ایم زنبارگی هم اندازه دارد رفقا نه؟
  • Y-m-d H:i:s |216.59.17.115| انجمن شعر شناسان ناشناس
    انجمن ما کشف کرد عبارت : -دیگر با هیچ قافیه ای ردیف نمیشوم - توسط شاعران حکومتی نزدیک به 36 بار اتفاق افتاده است . به نوعی یعنی ایشان کلاژ مضامین و بعارات و گزاره های تکرار شده میکنند خدا قوت علی آقا ، بده ما هم یه بیلی بزنیم البته این مجموعه با مجموعه ی ع**ها و ژستهای ایشان چقدر ریتم و هماهنگی دارد که این خود دال بر دالبرهای میان متون ایشان است
  • Y-m-d H:i:s |216.59.17.115| انجمن شعر شناسان ناشناس
    در مورد آقای عبد االرضایی ،، خب ایشان دوست داشتنی ست اما ای کاش شعر نمینوشت
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| محمد شیخی
    نمی شود شعر عبدالرضایی را نخواند نمی گذارد که نخوانی ش دشمنانش نیز او را با ولع می خوانند و هرچه بیشتر دنبالش می کنند بیشتر دشمن می شوند گناهی هم ندارند به قول امین قضایی عبدالرضایی یک هیولای متنی است
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| سودابه یوسفی
    الان سه شب هست که دارم شعرهای این کتاب را می خوانم کمی خواندن بعضی شعراش سخته ولی بهترین و جذاب ترین کتاب شعر نویی بود که تا حالا خواندم البته من خیلی اهل شعر نیستم
  • Y-m-d H:i:s |109.130.99.89| ساناز
    مهدی جان فکر کنم کتاب عبدالرضایی را بر ع** گرفتی توی دستت برای همین این جوری به نظرت می یاد لطفن برگردان کن ودرست بگیر توی دستت یا خودت برگرد که کتاب درست بیاد توی دستت.....چقدر آخه عقده گشایی تا کجا؟چرا نخوانده نظر می دهید ... انصافن کتاب را اصلن خواندی مهدی و اصلن تو کتاب تا حالا توی زنگیت خوانده ای مهدی؟ایا می تونی روی یکی از این شعرها زوم کنی و تحلیلش کنی به میل خودت انتخاب کن!و آیا می تونی مثلن این شعر رو بگی کجاش جفنگ هست؟ ................................................. این کافه زیباست درست!/ کافی ِ خوبی دارد قبول!/ آسمان ِ بالای سرش هم آبی ست خب!/ کور که نیستم عزیزم: می بینم چه صندلی های خوشگلی دورِعجب میزی نشسته اند/ کتمان نمی کنم/ موسیقی ِ لبِ دریایی دارد/ که بعد ِ این کافی لب های کافی ترین چقدر خوردن دارد/ آب تنی در هوای این نابلدی را هم خوب بلدم/ بلدم طوری نگاه کنم که ازلای نمی دانم می دانم وسطِ چشمهای تو راحت نشسته ام /و در هر طرف که دست می برم تکه ای از تو را می خورم/ که خوردنی تری/ خر که نیستم /می فهمم/ تو حق داری Ok!/ اما اگر همه ی اینها و اینها زیرِ آسمان ِ سیاه ِ تهران بود/ چقدر می چسبید ........................................... مهدی آیا می توانی این شعر را تحلیل کنی و ثابت کنی به قول خودت که ...س شعر است... واقعن که وقاحت تا کجا......به گمان من این شعر یکی از زیباترین آثار شعری در تبعید است که استخوان می شکند کجایی مهدی و مهدی های مشابه ؟چرا غرض ورزی های شخصی وحسادت های کور را داخل هنر می کنید.....شرم کنید
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| ناشناس
    چون از بعضی از کامنت ها مشخصه که آنهایی که کتاب را دانلود می کنند فرصت کامنت گذاری ندارند و اغلب آنهایی که کتاب را نمی خوانند اظهار نظر می کنند،چند شعر اول این کتاب رو اینجا می ذارم تا دوستان برای اینکه نظر بدهند لااقل چند شعر کتاب را خوانده باشند 1 تهران این کافه زیباست درست! کافی ِ خوبی دارد قبول! آسمان ِ بالای سرش هم آبی ست خب! کور که نیستم عزیزم می بینم چه صندلی های خوشگلی دورِعجب میزی نشسته اند کتمان نمی کنم موسیقی ِ لبِ دریایی دارد که بعد ِ این کافی لب های کافی ترین چقدر خوردن دارد آب تنی در هوای این نابلدی را هم خوب بلدم بلدم طوری نگاه کنم که ازلای نمی دانم می دانم وسطِ چشمهای تو راحت نشسته ام و در هر طرف که دست می برم تکه ای از تو را می خورم که خوردنی تری خر که نیستم می فهمم تو حق داری Ok! اما اگر همه ی اینها و اینها زیرِ آسمان ِ سیاه ِ تهران بود چقدر می چسبید 2 آنیما طلوعت دیر بود غروبت زود مطلع تو نبودی و بیت آخر برای شعری به این نازنینی دیگر تو نیستی ما را برای نرسیدن به هم انداخته اند بیهوده با نازنین حسد می کنی برای آن قصیده ی بلند حال من دیگر کفاف نمی دهد بیهوده خانه ام را رصد می کنی در زندگی من گودالی ست که دیگر هیچ** پُرش نمی کند بین من و مرگ این **** ها حائل اند این خنده ها که چاله در چهره ی تو انداخته اند قاتل اند کار مرا ساخته اند دیگر با هیچ قافیه ای من ردیف نمی شوم 3 مهرو او مرا دور و من او را چنان دوره کرده ام که دیگر دور است نمی دانم کجا رفته اند پستان هاش امشب آغوش گودی دارد و من برای اینکه بمیرم به حضرتِ یک علاقه محتاجم ریشم را زده ام که چشمی با تو داشته باشم نیستی که! تنهائیِ مرا دیگر تا**ی نمی برد می مانم تا **ی بیاید خلوتم کند مثل یک شتر در صحرا لاک پشتِ پیری در دشت مثل یک طیاره از آسمان لندن می توانم بروم ولی کجا؟ مثل باران دیروز که مجبورم کرد چتری بخرم یا همین برفی که بعد از آن آمد و از خانه بیرونم کرد زنگی بزن کاری بکن برف نیستی که آب ات کنم باران نیستی که خیس ام کنی آتشی می سوزانی و می گذری 4 اسید سولفوریک یک حرف بود ولی با لهجه های مختلف می آمد عجله در او کفشی پُراز پا داشت چاره ای جز چشمهای دچاری که داشتم نداشت دویدن از من آن طرف تر بود رسیدن خانه ای که هر چه هی دور دور دورتر درع**ی که از بس پاره شد قدیمی بود عشق من که ازیک سال کوچکتراست هنوز دختری ست که یک تکه از دستم لای پستان هاش در ادبیاتی که داشتم می خوردم به چشم می خورد دارم او را می خورم با چشم و باز به دستت که کم کم می کند کلیک بر می خورم چشمت کور تو اگر نمک داشتی من نمی پریدم مثل باز وسط اسید سولفوریک رنجی که شط می برد از فیل دل می برد زیگزاگ شاهی که لو می رود با قلعه نیم رخی دارد که اجرای اسب می کند در حمله برای رفع مات حضور سربازان در جمله هم لازم است هم کافی چرا فرار؟ پس حمله! اگر به این ول ِ بی سر تا پا از جاده با کله داده باشی دل وآماده باشی پشت دری که در خیالم باز کرده ام و آمده باشی داخل از همین دری که در این سطر بسته ام خانه از من امن تر می شود و من دست کم اگر دیگرنباشم گورکن گورِ دسته جمعی فرهادی را می کَنم که خاک بر سرش اشک می ریزد حالا که هر چه می کند باران تمیز نمی شود این شهر نهر درجای دیگری می کنم رفتن اصلن شاشیدم به هرچه لندن! 5 پساسانسور دشت سبز است صفحه سفید وسطر صفی که از آن گوسفند می گذرد سبزی درکار نیست همه جا سیاه کاری ست من هم که می نویسم چوپانم کلماتم را به چرا می برم تا خوراکی جور کرده باشم برای گرگی که از پشتِ کوه آمده در اداره سانسور نشسته در کمین ِکلمات بدون من هم این کلمات گوسفندند چرا که باشد مجبورند جواب می خواهند می خورند سگِ گله هم طفلی پی ِاستخوان است که این کلمات را سانسور می کند طفلی چه می داند شاعر که باشی عیسایی محمدِ شبانی موسایی از این سیاهکاری گِله داری پس سراغ ِسبزی که درکار نیست گلّه می بری یکی از این کلمات به کوه می زند دیگری هم پی ِپیراهن ِیوسف پناهنده می شود به چاه اگربزِکوهی بزدل است و از ترس می زند به کوه و کمر که پناهش بدهد گرگ گناه شاعر نیست که سانسورش کردید به هوای او بود که خالی کردید تیر هوایی در کردید در هوای من بود که تاریکی ریخت در کاغذ و کوری مُدِ روز شد دوری همیشه فامیل نزدیک من بوده پلان تا پلان ِتبعید را من بازی کرده ام پنج پنجره ی روشن تک درختی خلوت پشت پاییزی لخت چشم انداز چند بازی ست در مه که دارم هنوز کارگردانی می کنم کمی چشمک آنسوتر سرخ دمی آغوش در اینجا یعنی کمی بی کینه سینه بده ای پسر ِ حالا هر کی پدرت می خواسته از مادرت پسری بیاورد ولی از کجا!؟ شاعرت می خواسته همسری بیاورد تلخی نکند فرهادی کند با شیرین نشد! می خواسته با کلمات کله گنده اش بزند به سیم ِآخر شد شد نشد نشد! حالا که استخوانی مانده در این صفحات پیچاندن ِ پیچ است بازی ِمهره ها دل خواندن ِهیچ است این عاشقی شبی که ریخته باشد از کیسه ای بیرون رفتنی تر از لکه ای ست که امسال ِکبیسه می برد گردش ِانبردستی ست در گوشت شکنجه ی کلمات از جلو از پشت گریخته از من فرهادی لبی که رفته باشد از صورت و کاری نداده باشد صورت با مثل ِشیرین جور نیست مأمور است گرگی که مثل گوشت کلماتم را می خورد هنوز سانسور است 6 سانسور در قتل عام ِ کلماتم سرِ سطرِ آخر را زدند و خون مثل ِمرکب به جان ِ کاغذ افتاده ست مرگ است که روی صفحه دارد دراز می کشد و زندگی پنجره‌ی وامانده ای که سنگ او را کشت تفنگی تازه دنیا را هلاک کرده ست و من که مثل ِکالا به درهای این کوچه واردم هنوز همان اتاق ِ کوچکم که از خانه کوچ کرد در زندگی ِمن که مثل خودکارم با سطرهای این صفحه مادرم دستهای گربه رقاصی می کند هنوز تا موش بدواند پی ِسوراخی که پُر کردند دنبال ِدرسی که در مدرسه کردم دیگر برای سارای عاشقانه ام دارا نیستم دارم تکلیفِ تازه ام را انجام می دهم شما خط بزنید و در دختری که آخرِ این شعر زمین می خورد خانه ای درست کنید پُر از دری که زخمش باز شده باشد و از لای اضلاع ِ مرگ مثل اتاقی از این خانه رفته باشد که خوشبخت شد دختری که خواسته باشد خویشم کند دانه بپاشد درصداش پیشم کند و در خانقاهِ اندامش چرخ بزند هی چرخ بزند چشمهام دوباره درویشم کند چقدر چشمها این حفره های تو خالی در بازی ِ بین دو آدم هزار دستانند چقدر این سمتِ هستی که هستم آن سمتی ترم همه ایرانند ! پدرد! مادرد! برادردم حال من از درد وخیم تر است نوشتن از من عقیم تر است و لندن که آب و هوای مش کرده ای دارد هنوز خواهرانه منتظر است مرگ روی بدنم دراز بکشد که زندگی باز مرا بکشد برای شاعری که صفِ کلماتش طویل شده دلم می سوزد برای گنجشکِ بی شاخه ای که جیک جیک هایش باد کرده ست در گلو برای استراحتِ کلاغی که سیم برق ندارد برای خودم که مثل ِ برق رفته ام از خانه آدمی بودم حماقت کردم و شاعر شدم
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| یک عقده ای
    یا مهدی! هم شعر هم عقده های جنسی! از این قلم عقده هیچ** نیست که نداشته باشد هرکه انکارش کند یا گاو است یا ریاکار
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| یکی
    لیلا خانم نمردیم و معنای مردی بودن را دریافتیم. علی عبدالرضایی چون ریاکاری نمی کند یعنی مردمی نیست؟چون دوربین گرفته در درون همه ما و ما را یعنی کثافت ما را نشانمان می دهد پس مردمی نیست؟
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| لیلا راستی
    خانم یلدا **ی منکر کارهای بزرگی که آقای عبدالرضایی برای شعر فارسی کرده نیست درباره شعرهای او هم بسیار نوشته شده و هم اغلب منتقدان بر نبوغ شعری او صحه گذاشته اند.مشکل من یاهنرمندی مثل خانم کتایون آذرلی بیشتر با شخصیت متکبر و خودخواه و ضد زن آقای عبدالرضایی است.به عقیده من هنرمندی که مردمی نباشد هرگز به جایی نمی رسد
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| یلدا
    حرفهای کلی آقای مکی زاده از عدم اطلاعشان از متن کتاب لااله الالاو خبر می دهد.احتمالا ایشان پیش ترها یکی از کتابهای اروتیک(پورنو) عبدالرضایی را که با نام شهریار کاتبان منتشر شده خوانده اند و حرف و حدیث مربوط به آن کتابها را به لااله الالاو ربط داده اند که قسمت بزرگ آن (نودو پیج درصد شعرها) نه اروتیک اند و نه ربطی به این فضا ها دارند.مثلن بخش اول کتاب که عنوان ترک شیرازی را بر پیشانی دارد حاوی شعرهایی است که پیشتر در حوزه شعرهای عبدالرضایی نبودوچه از لحاظ فضای اثر و چه زبان هیچ ربطی به کتابهای قبلی او ندارد.و اتفاقا ارزش کار عبدالرضایی به خلاقیت مدام اوست واینکه مدام درحال حرکت است.طی چند سال اخیر او کتابهایی منتشر کرده است که چه در حوزه اجرا و چه معنا با هم اختلاف کهکشانی دارندمثل کتاب ترور و هرمافرودیت! یا کتاب خطرناک و لااله الالاو... حالا چرا **انی که اغلب از همپالکی های پیشین عبدالرضایی محسوب می شوند این جمله یعنی تکراری بودن شعرهای جدید عبدالرضایی را در دهانها انداخته اند. چون دیگر توان رقابت با او را ندارند چه از حیث تنوع آثار و چه از لحاظ کیفیت و کمِیت مخاطب و چه از لحاظ حضور جهانی. متاسفانه عدم حضور شعرهای عبدالرضایی در نشریات داخل ایران باعث شده که خوانندگانی که به آثار بعداز تبعید عبدالرضایی دسترسی ندارند فریب این حرفهارا که از فرط حسادت و حقارت زمزمه می شود بخورند اما آیا سراغ دارید شاعری را که طی این سالها شعری مثل عایشه یا تبریز را نوشته باشد؟ در حیطه زبان آوری و خلاقیت در ترکیب گزاره های زبانی آیا شعری پیشنهاد دهنده تر از شعر تنوین نوشته شده است؟ آیا کتاب هرمافرودیت تاثیرگذارترین کتاب درزمینه تزریق شجاعت و نوشتن حرفهای مگو طی این سالها نبوده؟ خیلی از شاعران بعد از چاپ کتابی مثل پاریس در رنو یا جامعه و یا شینما سالها به خود استراحت می دهند.شاعری مثل فروغ یا شاملو و یا حتی براهنی در فواصل بین هر پنج سال کتابی منتشر می کرده یا همین شاعران همنسل آقای عبدالرضایی و به قولی همان هفتادی ها طی دهه هشتاد یا اصلا کتابی منتشر نکردند و یا تعداد آثارشان بیش از یک یا دو کتاب نیست.حال آنکه عبدالرضایی طی هفت سال اخیر ده عنوان کتاب شعر در فرمها و فضاهای مختلف منتشر کرده که برخی از آنها در ادامه آثار قبلی اش و برخی به کل با سبک و شیوه نوشتاری او در تضاداند.مثل کتاب آخرش پس خدا وجود داره یا شعری مثل ساعت سه که به اعتقاد من در شعر فارسی بی بدیل است.دوباره می گویم می توان برای نوشتن یک کامنت حتی از مسئولیت ادبی برخوردار بود
  • Y-m-d H:i:s |109.130.49.139| Hosein Mackizadeh
    لااله الا لاو... همان بازی های زبانی و تکنیک های معهود ویژه او و کاردکردهای زبانی خاص عبدالرضایی را نشان می دهد که در اثار سابقش می توان خواند. درست است که این بار مضامین تغییر یافته اند. اما پرداختن به مضمون اروتیک های در آثار عبدالر ضایی یا " فضاهای اروتیک و پورنو" به لحاظ نوع دیدگاه اغلب در سطح است، مضامین به چیزی ماورای آن که "با جدایی خویش از جسم خویش به خلق معانی و پرداخت های نو بپردازد" اشاره ندارند. بیشتر مضامین اروتیک عبدالرضایی در سطح مضمون اروتیک و حتی در سطج کارکرد و تکنیک زبانی مانده اند.
  • Y-m-d H:i:s | |86.144.151.41| منصور پویان
    ژیژک مدعی ست که خودآگاهی و معنا از درون جسم و واقعیت ِمادی فرا می روید. پایه های ماتریالیستی تفکر لکان و برخی نظریات دلوز با روایت ماتریالیستی ژیژک متابطقت و همخوانی دارد. درک مفهوم لکانی از «جسم یا تمتع» پایه بسط نظری عرصه «سمبولیک و معنا» محسوب می شود. روانکاوی در نگاه لکانی از طریق باب ِ«جسم طبیعی» به عرصه زبان و تخیل پیوند می خورد. محل وقوع شعر و هنر بنابراین ربطی بلافصل به «علت بنیادی و جسمانی» ندارد. قدرت شاعر آنجاست که با جدایی خویش از «جسم خویش» قادر میشود به خلق معانی و پرداخت های نو، مبادرت ورزد و دایره زیباشناسی ادبی را بگستراند. زیرا "فالوس" که برآمده از تمناهای جسمانی ست بطور ناآگاهی و از طریق زبان و بطریق ایجاز، می تواند تولید هنر و خلاقیت کند. شعر علی عبدالرضائی می تواند آشفتگی ناشی از فالوس را برتابد و در عین حال واجد انتظامی زیباشناسانه باشد. شاعر خلاقیت اش وقتی در متن پدیدار می شود که از وقوع هیچ احساس یا بینشی در خواننده واهمه نداشته باشد. چینش شعر عبدالرضائی از زمان و مکان پیوسته تبعیت نمی کند؛ چرا که ناخودآگاهی؛ یعنی همان فالوس ِتنانه و تمناجویانه پیوستگی زمان و معنا را بر نمی تابد. بنابراین، منفک از مؤلف و نیز منفک از روانشناسی ِبرون-متنی، متن را تحلیل باید کرد و از برخورد شخصیتی با اثر امتناع باید جست. چرا که متن از مولف اش، در لحظه انتشار کنده می شود. اشعار عبدالرضائی الگوهای زبانی پیش پرداخته را وامی نهد تا ساختار نحوی و دایره ی واژگان را بگستراند. زبان ِشعرش از ساختارهای رایج زاویه می گیرد تا دالان ها و مناطق نوآمدانه ای را برای بازتابانیدن فالوس و تمناهای جسمانی خویش دستمایه کند.
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| ناشناس
    رفتار مردانه با دست راست فوق العاده بود.اگر عبدالرضایی نبود شعر معاصر چیزی حدود سریال تکراری تلخ و شیرین می شد
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| رضا یونسی
    آقای پویان چرا بعدها!؟ مگر طی این دو دهه اخیر خیلی ها از روی شعرهای عبدالرضایی رونویسی نکرده اند؟ مگر ما در حال حاضر شاعر زنده ای جز عبدالرضایی هم داریم؟ wc جان از عبدالرضایی همه جوری می شود انتقاد کرد مگر شاعری را سراغ داری که طی این سالها بیشتر از او فحش خورده باشد؟ تا حالا ندیدم حتی در پاسخ به یکی از این انتقادها و یا حتی فحاشی ها کلمه ای نوشته باشد.من فکر می کنم منظور آقای پویان آندسته از شعرهای پورنوی عبدالرضایی است که با نام شهریار کاتبان منتشر شده اگر چه من این دسته از شعرهایش را تاثیرگذارترین کارهای او برای تزریق شجاعت به پیکره ریاکار و ترسوی شعر فارسی می دانم
  • Y-m-d H:i:s | |217.219.236.28| wc
    کوشان اشتباه شد پویان
  • Y-m-d H:i:s | |217.219.236.28| wc
    باید کلا ها ها را برداشت با احترام برای علی عبدالرضائی و توجه کرد به این قسمت از نظر کوشان که نباید به خاطر کارهای ضعیف عبدالرضائی را زیر سوال برد و اینکه حسادت همیشگیه همه جا هست سلام
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| لاله حسن زاده
    همه کتابهای عبدالرضایی خواندنی و جذاب اند
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| منصور پویان
    سکوت، سکوت، سکوت برابر شعر برتر و خلاق بزرگترین سانسور است.انتشار پنج کتاب طی یک سال و طرح راههایی که بعدها بی شک توسط خیلی ها طی می شود کار بزرگ علی عبدالرضایی است واینکه خیلی ها بی هیچ مسئولیتی به اظهار لحیه آن هم بدون خوانش آثارش می پردازند انگار مدی ادبی در ایران است.کتاب لااله الالاو به اعتقاد من عمیق ترین و تاثیرگذارترین نویسش های شعری عبدالرضایی طی عمر شاعری اش را شامل می شود.مثلا بخش اول این کتاب شامل شعرهایی شهودی است که در فرم و ساخت های تازه ای ارائه شده اند که هیچ ربطی به شعرهای سابق او ندارند.در این شعرها همه سعی شاعر صرف خلق فضاهای تازه ای می شود که تخیل مخاطب را در پروسه ای خلاق به حرکت در می آورد و همچنین در بخش دوم و سوم که عرصه شعرهای نسبتن بلند است ما را متوجه لزوم طرح چندفضایی با توجه به اجرای چندصدایی و چند موضوعی می کند که اینها همه در شعر فارسی بی بدیل و تازه است. عبدالرضایی طی سالهای اخیر در فضاهای متفاوتی قلم زده است گاهی با طرح فضاهای اروتیک و پورنو سعی کرده ادبیات فارسی را از فقری که در این زمینه دارد نجات دهد و من او را در این زمینه شاعری آوانگارد در طرح و خلق فضاهای معنایی و تآویلی می دانم. او البته گاهی نقش شاعری معاصر را ایفا می کند و با دست بردن در صورت های دوبیتی و غزل و مثنوی کتابی مثل ترور را می نویسد که پیش از همه از قدرت او در استفاده تازه از وزن عروضی حکایت می کند و جالب اینجاست که علی رغم معضل وزن به زبان هیچ تخفیفی نمی دهد و شعرهای کلاسیک و نئوکلاسیکش را نیز به هیئت شعر علی عبدالرضایی در می آورد.پس این ها دو دسته از شعرهای عبدالرضایی هستند که علی رغم زیبایی شان آن قسمت از کارهایی نیستند که من بخواهم اهمیت او را با توجه به آنها تحلیل کنم.عبدالرضایی در موقعیتی است که همه از او مدام انتظار خلق شاهکار را دارند و اگر جایی یا گاهی شعری منتشر کند که عالی نباشد با علم کردن آن سعی در تخریب وی دارند که اینها همه به علت فقر فرهنگی و فضای رقابت کاذب و حسادت بیش از حد در مورد اوست.در واقع اهمیت عبدالرضایی برای من جایی است که او به بسط و تعمیق پیشنهادهای شعری گذشته و سبک شعری خودش می پردازد.اجرای شعر در زبانی پخته و خوش هارمونی، ارائه تصوبرهایی امروزین و بدیع با اعمال تخیلی شعری، نویسش شعرهایی چند ساختاری مثل تبریز و ارائه موتیف هایی ضد و نقیض و چند ساحتی و... است که قدرت نوآوری او را به ثبوت می رساند گذشته از همه اینها علی اولین شاعر و نویسنده فارسی زبان است که شعرش حضوری تاثیرگذار در اغلب زبانهای مهم دنیا دارد.انتشار ترجمه انگلیسی و فرانسه شعرهایش در مجلات اروپائی و امریکایی هویت و ارزشی قابل توجه به شعر فارسی بخشیده است و این یکی از مهم ترین خصیصه های آوانگاردیسم عبدالرضایی است که بعدها درباره اش بسیار نوشته خواهد شد.او شاعر عمل است و بیش از آنکه حرف بزند و مصاحبه کند می نویسد.و با طرح و معرفی شعرهایش به جهان ادبیات و ادبیات جهانی فرصتی را ایجاد کرده است که در آینده نزدیک زمینه ساز حضور جهانی دیگر شاعران و نویسندگان فارسی زبان خواهد شد. اینها را اینجا نوشتم که گوشزد کرده باشم این نکته را: چرا برای کامنت و چیزی که می نویسیم احساس مسئولیت نمی کنیم!!!؟.
  • Y-m-d H:i:s |80.194.237.206| یلدا ملکوتی
    کتاب بسیار زیبا و جذابی بود. من همه کتابهای جناب عبدالرضایی را که از زمره پرمخاطب ترین کتاب هاست در سایت کتابناک خوانده و معتقدم که دو کتاب « من در خطرناک زندگی می کردم» و « لااله الا لاو» از مهم ترین دستاوردهای شعری معاصر است مثلا ساخت شعر تبریز و قدرت تخیل شاعر چنان عمیق است که تا مدت ها بعد از خواندن مخاطب را درگیر می کند.به اعتقاد من فصل اول کتاب لااله الالاو شامل شعرهای دریافتی و شهودی و عبدالرضایی است و فرق او را با تمام شاعران معاصر چه از لحاظ اندیشگانی و چه قدرت فضاسازی عیان می کند.از آنجایی که تحصیلات من ادبیات آلمانی است و چند سالی است که شعر جدید فارسی را دنبال می کنم باید عنوان کنم که لااله الالاو عبدالرضایی تنها کتابی است که با شعر امروز آلمانی همآوردی می کند
  • Y-m-d H:i:s |109.130.52.108| Hosein Mackizadeh
    لا اله الا لاو " اتفاق خاصی برای علی عبدالرضایی و جامعه ادبی نیست. همان زبان و بازی های زبانی و دستاوردهای تکنیکی سابق و اسبق تکرار شده است. جز این که بقول مهرداد عزیز آن سودا زدگی و عصیان در این اثر فروکش کرده است.
  • Y-m-d H:i:s |109.130.52.108| Shirin Hanaa
    به تعبیر روانشناسان نقد باید طوری باشد که به هسته وجودی فرد صدمه ای نزند. این نقد بیشتر به شکل توهین بود و الا **ی با نقد و نظر مشکلی ندارد و همه بدنبال خواندن و شنیدن آنیم. این کتاب را شما دوست نداشتید من بسیار دوست داشتم و از صبح بعضی از ...قسمت های آن را چندین بار خوانده ام. این به این معنا نیست که تمام شعرهایی که به این سبک نوشته می شوند را دوست دارم بلکه در حقیقت شعرها از انسجام خاصی برخوردارند که دقیقا همان باعث متفاوت بودنش از شعرهای نویی است که امروزه به عنوان شعر نو ولی بدون هیچ هویت و انسجامی به خورد خوانندگان داده می شود
  • Y-m-d H:i:s |109.130.52.108| Mehrdad Arefani
    راستش کتایون از این کامنت اولی که گذاشتی من بسیار تعجب کردم ,علی عبدالرضایی شاعری ست که زبان و بازی زبانی در شعرهایش نقش مهمی دارد در این کتاب لااله الالاو بیشتر شامل شعرهایی ست که براحتی قابل خوانش ودرک است , مثلن نسبت دادن روح و ...روان آ...سیب دیده و مغشوش به شعرهای خوش فرم این کتاب منصفانه نیست ,حالا اگر همین کامنت را... در باره ی کتابی مثلهرمافرودیت می نوشتی شکایتی و اعتراضی نمی کردم چون مشخص است که عبدالرضایی در ان کتاب سری سودا زده و عصیانی دارد , پیشنهاد می کند سر فرصت این کتاب را دوباره بخوانی و به جای تفسیر برون متنی از درون متن به ساحت متن قدم بگذاری و با عناصر دورن متنی به تحلیل ان بپردازی و برخورد شخصیتی با یک اثر ادبی که در حقیقت مولف ی**ر از ان کنده شده و حضور ندارد در چهارچوب هیچ نقد ادبی یا نظرگاهی نخواهد گنجید , به دور از هر چالش شخصیتی شما را به باز خوانی مجدد این اثر دعوت می کنم , باشد تا بیاموزیم از هم
  • Y-m-d H:i:s |109.130.52.108| Katayoun Azarli
    من نقدی نکردم .نظرم را دادم اگر این نیزد رجامعه ی آزاد اروپایی و در میان ما خارج نشینام مدعی به آزادی قلم و بیان ممنوع است باشد آزادش می کنیم!!!!!!!!!!!!
  • Y-m-d H:i:s |109.130.52.108| Shirin Hanaa
    اگر آن شعر نبود، این هم نقد نیست : " روح و روانی آسیب دیده و مغشوش در لابه لای کلماتی بی سرو ته، واژگانی بی معنا، تعابیر بیهوده که زاده ی ذهن اسکیزوفرنی ست
  • Y-m-d H:i:s |109.130.52.108| Katayoun Azarli
    روح و روانی آسیب دیده و مغشوش در لابه لای کلماتی بی سرو ته، واژگانی بی معنا، تعابیر بیهوده که زاده ی ذهن اسکیزوفرنی ست ، در این گردآوری از همه جا هیچ، نمایان است براستی که وای بر شعر ما از قرار معلوم آن چه بر ملت و مملکت ...رفت شامل حال شعر و فرهنگمان نیز شده است تا همین دیروز شعری پایش به میدان آمده بود به نام مد رنیسم، حالا امروز او از مادر درست و سالم متولد نشده، نامش شده است پست مدرنیسم و از همه بدتر این دو کودک ناخلف هنوز به تی تی پا، پا نیفتاده ، معجزه ی خلقت بیمار، خلق شعر رادیکال را کرده اند لازم به تذکر است که مبانی ادعاهای خود را د ر مقاله ایی به نام زیبا شناسی شعر امروز ایران در حال نگارش و رو به پایان دارم که خدمت مخاطبین خود ارائه خواهم داد. به عبارتی خط کشی های نظری خود را در مورد موقعیت شعر و انسان با دیگر شاعران و شعرها مشخصی کرده ام باری ... ما هیچ چیزمان قریب به سه ده است که جای خود را ندارد،نه شان و شعور انسانیمان، و نه شعرمان
  • Y-m-d H:i:s |109.130.52.108| Shirin Hanaa
    در حال خواندنش هستم. از معرفی تون ممنون
نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
 

هشتاد شعر رادیکال