| poem - page |
کنار من
روی تخت
آرام دراز کشیده است
و سینه اش
آرام آرام
بالا و پایین می رود
درست همین دیشب بود
مرا به همسرش معرفی کرد
اما
کدام زنی باور می کند
مردی
همکاری به این زیبایی داشته باشد؟
دراز کشیده است
سینه اش
آرام آرام
بالا و پایین می رود
دیشب
مرا به همسرش معرفی کرد
اما
کدام زنی باور می کند
مردی
همکاری به این زیبایی داشته باشد؟
وقت رفتن
هميشه وقت براي خوابيدن هست
پشت رل
پشت چراغ
پشت ميز
پشت بام
پشت خميازه هاي ظهر تابستان
پشت سطر سطر شعرهاي من حتا
فقط بگذار تمام شود
هي دود نكن
هي تند تند طول و عرض اين خانه ي خلوت را
توي ذهن من نكوب
نگران نباش
اين كلمات
بيش از اين توان نگه داشتن ات را ندارد
بگذار تمام شود
اين روزها
اين شب ها
به هر كجا كه برسد
به گلو
به استخوان
به اين تخت خواب دو نفره ي بزرگ نمي رسد اما
راست مي گفتي
هميشه وقت ...
وقت رفتن فقط در را آهسته ببند
هنوز...
سال ها گذشته اما
از پله های کافه که بالا می آیم
هنوز همان جا نشسته ای
با همان فنجان قهوه و
روزنامه و
همان سیگار
تنها
نشسته ای
در انتظار زنی که از پله های کافه بالا می آید
زنی که بوف کور را نخوانده اما
هنوز عجیب زیباست.
...
حتمن مرا بوسیده ای
پیش از آن که این شعر را نوشته باشم
حتمن
که این گونه پیچیده عطرت
لا به لای این کلمات
خارج از قاعده
جایی اتفاق می افتد
درست همین که رو به روی هم می نشینیم
گاهی اما
گوشه ی یکی از همین آینه های کاملن معمولی
تصویر زنی که هر شب
لب های بوسیده شده اش را غنچه می کند
برای شوهری که هر روز
لب هایش را غنچه می کند
برای همکاری که هر شب
لب هایش را غنچه می کند
برای شوهری که هر روز
لب هایش را ...
برای زنی که ...
گوشه ی یکی از همین آینه ها
همین آینه های کاملن معمولی رو به روی هم
که مثل تشدید هی تکرار می کنند
حالا تشدید را هم از دستور زبان فارسی بردار
باز هستند حروفی که خود به خود تکرار می شوند
آینه ها را هم از مقابل هم
آخر این زبان که قاعده ندارد
-
Y-m-d H:i:s |216.59.17.115| انجمن شعر شناسان ناشناس**انی که ادبیات را به صورت دوره ای و تاریخی درک، تجربه و ارائه نمیکنند همیشه از فرهنگ در حال زیست خود عقب میمانند یعنی به نوعی مخاطب پسشان میزند یا نه ، اصلن مخاطب پروری نمیکنند فرهنگی که از آن سخن در میان است ، معادل همان پایدیا در یونان ، نیازمند ریشه شناسی و تبار شناسی در حوزه های زبان و اسطوره و تاریخ سیاست و فلسفه است