| poem - page |
برای دریافت صدای شاعر اینجا را کلیک کنید
دی ...دی ای یار که با ان...دام ِ تری از ماه دی....دی چچچه شد؟
درناهای سردسیر...هااااااا...دددرنااااا
اااممما چق...قدر...مممن ...خخوابم
چرخ می زنی اما نمی میری ای ی ی یااااررر روز تن گُل...ل...اندامم تن!
دوووورها سنجاقکهای تورررااا بالللششش بو...سسسس کردم م م م من
برگرررد ماهیانه بال....زنننن...ده خ خ خ خ خواب بر...گرد
(الماسهای بوسه نخشکید بوسه رنگ داد بر جبین خنک
صندوقهای عزیز و رقت انگیز مشاعر هآآآآآآآآآی یادبود سینما سان ست)
خخنندا...ان یار منی دووووووسست خلوت کنی به لب لللللللب...ه...ه
من هوش نشا...آندم رففففتم خرااااب و ددددرناهاااا اَاَ م ما ب ب بس بس
ای ی ی ی ی ی خا...ک ییییارمایی دی...دی مممممن دسسسس در دیدی چچچه شد؟
( هآآآآآآآی آلبرتو مارسه و هنریتا فالکونه هم را ببوسید درآغوش بگیرید و غذای هم را مسموم کنید.....هآآآآآآآآآآآی .......باز هم ویلون آلتو......)
اللهم ثبّت عینی علی صدرک ....هیسسسس
شششا...هد برآآآآآستینم م م م مُرد...قب...بول کن بَ بربآآسس... برر....گرد!
یک شب که شلتاقم زد....دم دی...دی ی ی ی چچچه ه ...
دوستت دارررر...یم بگووووییم م ان...داااازه هاااای .... دل آ آ آ آخ خ خ
مردی که دوست می داشتم اکنون نه
از
آسمانهای سرخ وصورتی مثل میوه افتاد توی من اکنون نه
خیلی خلی سال تر از قبل
یاایتها نفس ....هیسسس....نه... نه...یاایتها... ارجعی...فقط... ارجعی
دددسستم مال م م م ... من خخوابم م م م .... هرجااااااااای ی یم
( هآآآآآآآی...هآآآآآآآی... هرگز نخواسته ام بمانم هرگز نخواسته ام سیگارهای خاموش را برای خودم معنا کنم ...هآآآآآآآآی.... روزهایی بی اندازه درتو
می غلتیدم. )
-
I guess that to get the mortgage loans from creditors you ought to present a firm motivation. However, once I've received a collateral loan, because I was willing to buy a building.
-
Y-m-d H:i:s |69.181.187.34| sebti - khaheshmanddarmorede kalameye khaheshmandi ke neveshti ,az eshtebahe ye khanande kheili badtare,aghaye basavade molaloghati koochoolo,be nazaram kheili zode ke betooni tahlile dorosti az sherhaye shamloo dashte bashi.hala bad nist be onvane mashghe zabanshenasi 10 bar benevisi:bejayeye khaheshmandam behtar ast benevisim:khahesh mikonam.
-
Y-m-d H:i:s |173.236.85.179| انجمن شعر شناسان ناشناسدرود دوست عزیز و گرامی ، امید شمس نازنین بند 3 و 4 را قبول دارم به دلیل کاستی وقت ، فرصت برای توضیح نداشتم در پایان من از تو خواهشمندم کلمه ی سپاسگزار را تصحیح کنید چرا که با ذال نوشته نمیشود http://www.loghatnaameh.com/dehkhodasearchresult-fa.html?searchtype=0&word=2LPZvtin2LPar9iw2KfYsQ%3d%3d
-
در پاسخ به نظر انجمن شعرشناسان ناشناس(؟) باید بگویم من در نظرات شما نکته هایی دیدم که بیشتر برای من جنبه ی روانشناختی داشت درباره **ی که این نظر را نوشته: 1- مطلق گرایی: حکم های شما کلی و قطعی است انگار که اینها قوانینی هستند که شما کشفشان کردید و دیگران اینها را ندانند. شما پیشبینی هایی کرده اید انگار که شما نماینده ی آن مخاطبین هستید که آن آدمهایی را که برشمرده اید پس می زنند. 2- تمامی نظرات و حتی توصیه ی شما بیشتر تلاش دارد تا نوع نگاه شما را به ادبیات توضیح دهد و با آن آثار ادبی را قضاوت کند. هیچ دلیلی برای حرفهایتان نیاورده اید یعنی که همه را بدیهی فرض کرده اید و این نوعی نگاه است که اگر شما علاقه به تاریخ پژوهی دارید بد نیست ریشه های آنرا در ایرانیت دنبال کنید تا برسید به نظام سیاسی که ما امروز به آن گرفتاریم. 3- حرفهای شما جنس تحلیلی ندارند چون که از جنس قضاوت هستند نه تحلیل مثلا این حرف که : سرنوشت شاملو ... خب سرنوشت شاملو چه؟ اینها حرفهایی است که بسیار زده می شوند در جمع های روشنفکری انگار که ما حرفی می زنیم که خوبان خاصان یا آنها که باید بدانند می دانند. این گونه نیست شاملو بناپارت نیست که بگویید سرنوشت او اگر چیزی باید گفت در باره شعر اوست و نه حتا سرنوشت شعر او. 4- از این که این شعر را خواندید و نظر خود را در چند سط نوشتید خود از جدیت شما در خواندن و حرف زدن درباره ی ادبیات نشان دارد من دست شما را به گرمی می فشارم و سپاسگذار صرف وقت شما هستم.
-
Y-m-d H:i:s |216.59.17.115| انجمن شعر شناسان ناشناس**انی که ادبیات را به صورت دوره ای و تاریخی درک، تجربه و ارائه نمیکنند همیشه از فرهنگ در حال زیست خود عقب میمانند یعنی به نوعی مخاطب پسشان میزند یا نه ، اصلن مخاطب پروری نمیکنند فرهنگی که از آن سخن در میان است ، معادل همان پایدیا در یونان ، نیازمند ریشه شناسی و تبار شناسی در حوزه های زبان و اسطوره و تاریخ سیاست و فلسفه است . به عبارتی توصیه ی بسیار دوستانه و مودبانه من به شما دوست گرانبها و کوشا و همچنین اطرافیانتان ، درک و تحلیل و بررسی دقیقتر شعر کلاسیک ایران و ایجاد جریان فرا نیمایی ست . چرا که معتقدم نیما به عنوان یک شاعر متفکر و خالق ، در حوزه ی زبان دچار ش**ت بسیار بزرگی ست . شعر به این شکل کنونی نمیبایست دچار ش**تهای هجایی و عروضی میشد و بعد هم سرنوشت شاملو و ... بلکه باید به طور کامل به اختگی موسیقایی و آهنگین میرسید تا در دوره ی فعلی به نقطه ی اوج خود نزدیک میشد
-
Y-m-d H:i:s |109.130.12.192| سپهرشعر بسیار خوبی بود واجرای خیلی خوبی داشتید فقط یه جاهایی نباید شاعر وارد در متن می شد و خیلی بهتر بود اومجوری به نظرم