poem - page

جامعا


تو فكر مي‌كني ما مشكل داريم؟
ها؟
مثلا فكر مي‌كني داريم فاسد مي‌شيم؟
در يخچال رو باز كن
ببين ميوه‌ها و خوراكي‌ها
چه جوري  با هم حال مي‌كنن
ببين رب و سس و ماست‌ها رو روي كاسه سوپ
ببين گوجه‌ها چه جوري چسبيدن به هلوها
ببين چقدر دموكراسي حاكمه
چقدر عدالتخواهی رواج داره

ببین
ما هم همينجوريم ديگه
با هم خوبيم
مواظبيم هميشه توي طبقه خودمون قرار بگيريم
و درجه حرارت همیشه رويnormal باشه
و از همه مهم‌تر
حواسمون هست كه هميشه
پيش از موعد مقرر
كاملا به مصرف برسيم
خطا
من انقلابي نيستم
بفرما
اين دوتا دستم؛چپ و راست
ببندم يا باز كنم؟
مسافر همين اتوبوسم
گاهي از اينجا رد مي‌شدم
مسيرم كمي عوض شده
آخرين انقلابي‌ها حسابي گند بالا آوردن
با لكه‌هاي قهوه‌اي روي شلوارشان
و كمربند‌هاي باز
يك عمر فقط حرف زدند
نتيجه در خيابان مشخص شد
ما به سمت آزادي رفتيم
آن‌ها به سمت صدا و سيما!

 ذهنم آشفته است

ذهنم آشفته است
چراغ‌ها رو خاموش مي‌كنم
تا حالا كدوم كارم درست بوده؟
تو تا حالا چه كاري انجام دادي
جز اينكه سرنوشت چند نفر رو به بازي بگيري؟
كاش فرويد زنده بود
كاش دو كلام با هم حرف مي‌زديم
دوست دارم حضور نداشته باشم
حتي توي همين چند كلمه
دوست دارم مردي باشم
كه در اعماق هيچ زني
سهمي برای خودش قائل نیست
جز تنها بودن
و مسئوليتي وحشتناک
در ناموس‌پرستي ساختگی


تخما


رگ‌هاي من!
 رگ‌هاي عزيز من!
لطفا هنوز خون داشته باشيد
هنوز يك كار كوچك مانده
مي‌خواهم تا می‌توانم
سيب زميني سرخ كنم
بعد با او
از تمام خيابان‌هاي انقلاب
كتاب بدزدم
به آزادی‌های فردی فکر کنم
و ببینم حکومت‌های استبدادی،چطور
 تخم‌مرغ را از جامعه بدون قهرمان حذف کرده‌اند؟

 

خونا


من مي‌فهمم كه آدم‌خوارها نزديك شده‌اند
بوي تن‌شان را حس مي‌كنم
كسي كه قول داده بود مواظبمان باشد
رفته است
آن‌ها به ما تجاوز مي‌كنند
به زن‌ها،مردها
دخترها،پسرها
بعد،خونشان را در دهان ما خالي خواهند كرد
كارشان كه تمام شد
دو گوشواره سرخ
به شقيقه‌ي بچه‌ها مي‌چسبانند
كه خون متجاوز هميشه زنده بماند
اما من شناسنامه‌ام را بالا گرفته‌ام
اينجوري:
من به شما راي نداده‌ام عاليجنابان!
من به شما رای نمي‌دهم
بلكه انگشتم را به سمتی نامعلوم حواله‌ می‌کنم
تا به مرور زمان،خونم عوض شود

 

  • قاسمی
    سلام بهترین استاد. راستش و بخوای امشب اولین بار اتفاقی وارد سایتتون شدم..خوشحالم..
  • چه فرقی میکنه
    داداشم کتابتونو از نمایشگاه خریده واسم..با یه امضا که چسپیده صفه اولش ...از شما!داشتم با این فکر میکردم.................هیچی ولش
  • پرستو کوچولو  - پرستو هستم
    سلام استاد. هر چند وقت یکبار توی اینترنت دنبال اشعار شما می گردم. بار اول وقتی شعرتون رو خوندم گفتم چه ساده. اصلا حات شعر نداشت. اما از اونجایی که هیچ وقت راجع به چیزی در برداشت اول نظر نمی دم صبر کردم. اون روز چند بار توی ذهنم بالا پایین کردم. آخرش حس کردم چه قدر ساده. اما یه ساده با یه حس شیرین. خیلی حس خوبی بود.آرامش عجیبی توی اون شعرها بود.اما این اشعار. آخرشه دیگه. خیلی باحاله. من انقلابي نيستم بفرما اين دوتا دستم؛چپ و راست استاد. معذرت می خوام. اینترنت خونه دایال آپ هست. برام سخته که وبلاگ رو آپ کنم. چون نوشته هام می پره. خیلی نوشتم. اما eroor داد. باید برم دانشگاه. از مهر دوباره شروع می کنم. اما از خط خط نوشتن توی تقویم جیبی غافل نیستم. دد
  • wc
    می دونی حمید یه جاهائی دقیقا همونجاهائی که میخوای شعرت متفکرانه باشه و اعتبارش رو از اونجا **ب کنه گند می خوره به کار.اعتماد به نفس بیشتری داشته باش.واقعا جاهائی از شعرا فوق العادن حتی اگه این دور و بر **ی خوشش نیاد
  • احمدیه  - اورمو مارالی 3
    اورمو مارالی 3 اورمونون وارلیقی گوزل پارلانیر ئولکه لر ایچینده گوزل آدلانیر بولاق لار قایناییر ذیروه لرین نن بوزقیر لار امیشیر ذیروه دوشون نن آخیم لار وارلیقی وارلیق ساخلادیر وارلیقین قالماقی کولتور یارادیر سویداشلار اورمودا بیلیم قالادیر بیلیم لر یولوینان حققی توختادیر فطری پای سویلارین حققی اولوب دی بو حققی سویلارا تانری دئیب دی بو حققی بیلن لر کرامت بیلیر بو حقدن گئچن لر آلچاق لیق دئییر آلچاق لیق انسانا یاراشیق وئرمز آلچاقلیق چوخوردان آرتیق بیلدیرمز چوخورلار واریندا مارال لار گزمز اورمونون مارالی ذیروه دن دوشمز اورمونون مارالی دوشرگه دئییر ذیروه ده دوشرگه وارین بیلدیریر کرامت ذیروه سین تانری وئریب دی وارلیق لار مارالی اونی دئیب دی وار لیقین وئر مئین ذیروه نی وئرمز آنا دیل وارلیقین اوزون نن سیلمز وارلیقین بیلمئین ذیروه نی بیلمز پالچیق دان بیر آرتیق آییری زاد گورمز ***
نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر: