poem - page


ژرژ ریبمون دسنی (1884-1974) Georges Ribemont-Dessaignes
نویسنده و هنرمند وابسته به جنبش دادا و سپس سوررئالیسم. از سال 1909 در پاریس دانشجوی هنرهای زیبا بود و در سال 1911 با فرانسیس پیکابیا آشنا شد. معروف ترین اثارش نمایشنامه ای با نام L'Empereur du Chine و مجموعه اشعارش با عنوان Le Règne végétal می باشد. بعدها خاطرات او از جنبش دادا منتشر شد که امروزه از مهمترین منابع تاریخ ادبیات و هنر فرانسه در اوایل قرن بیست محسوب می شود.

مانیفست با امضای ریبمون دسنی، این متن را هفت نفر همزمان در نمایشگاهی در پاریس- شانزه لیزه خواندند. پنجم فوریه 1920


آهای جماعت


پیش از آن که میان شما نزول کنیم تا دندان های پوسیده تان را، گوش های درازتان را، زبان رخمی تان را بکشیم،
پیش از شکستن  استخوان های گندیده تان،
پیش از ان که شکم در معرض وبایتان را بشکافیم و حرفی از به کاربردن آفت کش بزنیم،
جگر بیش از اندازه چربی گرفته تان، طحال پست تان، و کلیه های دیابتی تان
پیش از بریدن آلت تناسلی هرزه، لجن مال و زشت تان
پیش از فرونشاندن اشتیاق تان به زیبایی، لذت، شیرینی،  فلسفه
خیارها و فلفل های متافیزیکی شاعرانه و ریاضی وار متافیزیکی
پیش از گندزدایی تان با جوهرگوگرد، تطهیرتان و
جلا دادنتان با شهوت و شور
پیش از این همه
باید حمام بزرگی از داروی ضدعفونی بگیریم
و به شما هشدار می دهیم
ما آدمکش ایم.

 

شیپور پس و پیش رو


در سرم آسیاب بادی کوچکی دارم
که وقتی گرسنه ام یا زیر گریه می زنم
آب را به چشم و دهانم بالا می کشد
در گوش هام شیپور کوچکی
پر از عطر افسنتین دارم
در دماغم طوطی سبزی که بال برهم زنان
فریاد می زند "سلاح را برگیرید" 1
وقتی که بذرهای خورشید
از آسمان می ریزد
غیبت از قلبی پولادین
در ته واقعیت های ایستا و بی استخوان
بخشی از ماهی دیوانه است
من ناخدا هستم و آلزاسی در سینما
و در شکم خود کمباین دارم
که درو می کند و می بندد ماهیچه های برقی
نارگیل هایی که میمون مالیخولیا پرتاب کرده است
چون تفی بر آب می افتند
در معده ام فلوت دارم و ایمانی بکر
شاعرم را غذا می دهم پیش پای نوازنده پیانویی
که دندان هایش زوج اند و ناهموار 
رویاهایم را که با پست تر از خود ازدواج کرده اند
به سوی کبوترلاک پشتی پرتاب می کنم
که بدجور می خندد.

1-سطری از سرود ملی فرانسه

O THE PUBLIC
Before going down among you to pull out your decaying teeth, your running ears, your tounges full of sores,
Before breaking your putrid bones,
Before opeing your cholera-infested belly and taking out for use as fertilizer
your too fatted liver, your ignoble spleen and your diabetic kidneys,
Before tearing out your ugly sexual organ, incontinent and slimy,
Before extinguishing your appetite for beauty, ecstasy, sugar, philosophy,
mathematical and poetic metaphysical pepper and cucumbers,
Before disinfecting you with vitriol, cleansing you and shellacking
you with passion,
Before all that,
We shall take a big antiseptic bath,
And we warn you
We are murderers.
(Manifesto signed by Ribemont-Dessaignes and read by seven people at the demonstration at the Grand Palais des Champs Elysées, Paris, 5 February 1920.)


 I have a little windmill on my head
Which draws up water to my mouth and eyes
When I am hungry or moved to tears
I have a little horn full of the odour of absinth in my ears
And on my nose a green parakeet that flaps its wings
And cries 'Aux Armes'
When from the sky fall the seeds of the sun
The absence from the heart of steel
At the bottom of the boneless and stagnant realities
Is partial to crazy sea-fishI am the captain and the alsatian at the cinema
I have in my belly a little agricultural machine
That reaps and binds electric flex
The cocoanuts thrown by the melancholy monkey
Fall like spittle into the water
Where they blossom again as petunias
I have in my stomach an ocarina and I have virginal faith
I feed my poet on the feet of a pianist
Whose teeth are even and uneven
And sad Sunday evenings
I throw my morganatic dreams
To the loving turtle-doves who laugh like hell.

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 سکوت – نقاشی رنگ وروغن از ریبمون دسنی -

 
عکس تاریخی از داداییست های خندان. (دسنی چهارمین نفر از سمت راست)
1920 Paris Dadaists: Louis Aragon, Théodore Fraenkel, Paul Eluard, Clément Pansaers, Emmanuel Fay; Paul Dermée, Philippe Soupault, Georges Ribemont-Dessaignes; Tzara, Céline Arnaud, Picabia, Andre Breton.



نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر: