poem - page

بی بی اون چاهار
 
چاهار باغ فاصله تا تو
سر رفتم از
حوصله زاینده رود
و برای شایعه تو
در آغوش خواجو گریستم.
برگشتم شاید
جغرافیای دستانت
هنوز تابستان باشد
یا پس بگیرم
دستانم را
از روی پل چوبی
که دختری
خودش را از روی آن گرفت

و به من تقدیم کرد.
تب دارم،
مانند تمام چراغ های این شهر
زرد و داغ
وسوسه تو
برای سرودن کافی ست،
حضورت
تنها
پریشانم می کند.

ساندویچ

مي‌ترسم از پيراهنت
از بوي زليخا، هايم
ديوار نوشته‌هاي شهر من
تو،
سياه و سفيد دانشجوی خياباني
 شهر من،
را مثابه مي‌شود...
در پس زمينه‌ي اكارم
متنفر مي‌شوم از هرچه تو،
مي‌ترسم از افكارم
از مداد رنگی
کارتن های موزی
تلنبار نسل من
پدرهای
با زیر پوش آوانگاردش
یازده دقیقه دیگر
اجازه آقا
برج های خاکی شمال
از روسیه
از روسپی
خبر دار شدم زاییده این بار
که پایش را
رو در روی پدر دراز کرده
سنتش را می جود
تا زیر خط فقر
کمر بسته ام
به کاندومیسم عمومی افکارم
و هر چه را می بینم
می خورم.
مراقب خودت باش
جنگل شب ها می ترساند
اینجا هنوز
همیشه شب
کسی به حریم شخصی ات
می ریند
و موعظه ات میکند،
پدرانه
پدر، پدر میشوی
آیا پدر میشوم؟
بشوم؟


بود و پاش هشت (من قهوه دوست دارم)

نصف اعتقادم را
حراج میکنم
زمستانی
زمستانی
که برف ندارد
حرف ندارد
مردی که
هر روز این گوشه باغ
سرنوشتش را
سرشتش را
تور می بافد
و من
از نمایی که عرض شانه ها معلوم است
دور شصتم
دوباره نشستم
مرور کردم
از خال لب فرضی
تا
بیلاخ هایی که بلعیدم
به سلامتی
میان نوش و جان
سپردن
 همه چیز از آنچه میبینم
به من نزدیکتر است
جز تو
که روبرویم حتی آنقدر

لعنت به این خطوط فرضی
و مرزی
که
هرز میرود از نبود قدم هایت
ساحل
بدون تو به شعرم نمی رود
تهدید میکنم
آقا و خانم عزیز
لطفا همه آدم ها را ببوسید
من یک شاعر مادر قحبه ام
می توانم همه شما را
در شعرم به قتل برسانم
و شما واقعا
خواهید مرد.

 

  • احمدیه
    خیال ائله بو خیالداکه سئوگی نییه سالدیردیم نییه ساده لیگی نن ***ول سنه باغلادیم ----اود دوشوب اوره گیمه سوزلرین یاندیراندی نییه من ---و نییه سن باغریا قان سالاندی تانری بیلدیر سن اونا سئویل یولی باغلانماز تانری بیلدیر سن اونا وارلیق سونا چاتیلماز تانری اوزی سئویلین وارلیقینا تانیق دی تانری اوزی سئوگی نین ***ول باغین یازیب دی ایستیرم سئویل باغین سوزلریم نن بارلادام ایستیرم وارلیق یولون سئوگی سینده من قالام ایستیرم مجنون اولوب لیلی اودون دا یانام ایندی بیلدیر منه گنه داها سوچ ندیر ایندی سن بیلدیرگینان آرتیقجا سوچ نمنه دیر حلالیق آلماق اوچون من دوشه رم یوللارا دئمیرم حافظ اولوب ئولکه وررم بیر قاشا ***
  • باباپور
    بی شعور الاغ فکر کردی کودوم خری الدنگ نفهم بی التی هستی که دو روز رفتی طویله فکر کردی چه گهی هستی گوسسسسسسسسفند.دوستار تو باباپور
  • mehdi abbasi
    حال کردم ازجسارتت خوشم میاد موفق و . . . باشی
  • اکبر پوریوسفی
    مهشرن واقعا آدم و به فکر وادار میکنن همون طوری که خودت راجب اشعارت میگفتی .
  • احمدیه  - آلدادیش
    نه نه سی دوغوب اونی آلدادماقا سویلاری قیچین سوته قیچینا چوخالدار جوجو قلاری گونئی قوزئی دا واردیر شیطانین نوه لری آلداتما ایشلری دیر شمال جنوب یئرلری باتیب قانا اللری سویلاردان ئولدوروب لر دوشونجه لی کیمسه نین دیللرینی **یب لر ایشلرینده ریا وار دوزلوک بونلاردا اولماز ایناندیرسا کیمسه نی اوندا دئیریلیک قویماز ملی کولتور ساخلادیر اوجا دووار دالیندا یوللارینی باغلادیر دوشونمز لر دالیندا دوروم یئرلرین وئریر دوشونمزه باغلادیر بوننان کولتور بیچدیریر گئری لیگی چوخالدیر ملی یاشام دا گئدیر ذائقه لر چونیر لر آییری ئولکه خوره یی مودللره مینیر لر ئولکه میزده اکیلن گوزوموزدن سالینیر اوزاق یئرلردن گلن اوزونه یئرین آچیر هر دن بیر یئردن قالخار کولتورون دایاقلاری سویلاری پارلاندیرار اونلارین آنلاملاری دویوش دوشونجه سینی ستمه آرتیرار لار قورتولوشا دویوشی سویلاردا وارلادار لار ***
  • هادی بیگی  - لینک اصلی
    http://cockeye.blogfa.com/post-97.aspx
  • هادی بیگی  - اصلاحیه
    قطعه شعر دوم با عنوان "ساندویچ" متاسفانه دچار ی**ری اشتباهات شده که متن صحیح را در اینجا میاورم: مي‌ترسم از پيراهنت از بوي زليخا، هايم ديوار نوشته‌هاي شهر من تو، سياه و سفيد دانشجوی خياباني شهر من، را مثابه مي‌شود... در پس زمينه‌ي افكارم متنفر مي‌شوم از هرچه تو، مي‌ترسم از افكارم از مداد رنگی کارتن های موزی تلنبار نسل من پدرهای عقیم با زیر پوش آوانگاردش یازده دقیقه دیگر اجازه آقا برج های خاکی شمال از روسیه از روسپیه خبر دار شدم زاییده این بار که پایش را رو در روی پدر دراز کرده سنتش را می جود تا زیر خط فقر کمر بسته ام به کاندومیسم عمومی افکارم و هر چه را می بینم می خورم. مراقب خودت باش جنگل شب ها می ترساند اینجا هنوز همیشه شب **ی به حریم شخصی ات می ریند و موعظه ات میکند، پدرانه پدر، پدر میشوی آیا پدر میشوم؟ بشوم؟
  • ناشناس
    عالیه، فوق العاده است، محشره، من با شعرها و سبک شما به وجد میام :)
نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر: