poem - page

ما را آمدند و گندم بريدند
داس به داس و
خوشه به خوشه
حتی پيش از يك عبارت
بی معنی
كمی نقره پرداز تر از تصوير
زرد ، مثل يك سكوت خالی
با تو
تا درخت
چند چنار
به دو زيبايی بي جنبه

قبل از چين چين دامنها
و تشنج های باد
بر سينه های موميايی شده ي اين خاك
در تمامی يك پيرمرد
با گاو..آهن های ايستاده توی ذوق ديوار
متظر اين دو كاسه ی گرد بي گناه
زل زده در چشم هايی سر به زير
اين تبعيديان سر به هوا
و يك عكس قاب زده
تنها ، مات ،
گوشه ی يك فنجان از ديشب
در التهاب اطاق و هنوز هم دود
كه براي كسي هم كاغذ باشد
و اضطراب خاكستری اين همه پا
مغرور و بي صدا
پر از كفش
نه همچنان كه از سر و كول راه پله ها
حتي اگر هم پياده رو
در تو بی من را قدم مي رسيد
مرا اينجا به خودم كوچه كنيد
وقتی كه هيچ كس بود و ما هم ، آه
نه ، بس كن ، بي خيال
اصلن پنجره اش را نمی بارم باز
وقتی كه خواب می پرم از ارتفاع قرص ماه
و سرم كه درد مي خورد
در كديين هاي چند ميلی
من اصلن به تو حتی فكر نمی كنم اينجا
در هيجان كامپيو..تراكتور خشگله ی حاج حسن و واست اجاره مي كنم
و دور موميايی شده ی اين خاك زردنبو
همراه تشنج های باد و
همهمه ی اين چند چنار با مزرعه
اين قدر گيج مي شويم دهكده را
كه هيچ قرصی ديگر علاجمان نباشد
حتی قرص ماه ...


1 : زندگی در صحنه ای ضبط شده از پشت مگسک ...
 
تکه های صدایت را در کوه دیدم
که به سختی بودند
بر خاکستری تنش
و خود خواهی شانه هاش
که زبر می خزیدند
از زیر پوتین هات
با احتیاط هر چه بیشت

# # #
 
عده ای می گذرند
کفش هایشان را زمین داد می زند
_ آی بانوی برهته در سنگ ها
چه قدر مردانه می پوشی تنت را !!!
...
تعدادی نشسته اند
_ من نه _
مویشان را در هوا باد می کشد  (۱)
...

# # #

کلاشینکفت را برداشتم
و بر تیره ی آسمان
دو پرستو کشیدم
یکی برای ماه
که از تبار سایه هاست
و دیگری
که از همیشه  بود


برای تو
_ بدون من _
من سرم درد می کند .
 
2 : از چشم های تو

چشم های من
به دیدن کوچه محتاج اند
و خانه
که همین نزدیکی هاست
پشت یک هوای کهنه
خودش را مات نشسته
بدون حتی یک روز مندرس
که از پنجره..ها شور می خوریم
طعم این خطوط درهم را
کنار نت هایی که لحظه لحظه اند
و من به بودن این همه معتادم
و دیدن کوچه
که چشم هایم را گرم می فشارد .


  • sirwe
    va man be bodan in hame motadam..
  • بانو
    سلام مثل همیشه بادنیایی ازتصاویرروبرو میشویم...که روح هر مخاطبی رابه وجدمی آوردوهزاران حرف نگفته دیگر
نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر: