poem - page

مرا به نام کوچکم صدا بزن"
تا هزار بار شاعر شوم
و دکمه های این شعر را
مثل دختر 21 ساله ای که زنانگی اش گل می کند،
باز کنم،
پیراهن اش را اتو بزنم،
بر شانه هایش دانه بپاشم
تا کبوتران دلم
دسته
دسته
دسته

2


با اسب سفید،
سیاه،
بنفش
با موتور،
ژیان،
 هر کوفت و زهرماری که زیر پا داری،
بیا
!سنگی به قبرم بزن


3

می چسبد!
اس ام اسی که نصف شب می آید
با دینگ دانگی
کفش هایش را دم در جفت می کند
کت اش را در می آورد
و  
 گره ی روسری ام را
باز می کند
برای یک خواب بلندددد

 

4


شاعران مادران جهان اند
وشعر
فرزندی نامشروع!

 

5


کوتاه می آیم
مثل پیراهنی که کوتاه می آید
حتی اگر مثقالی از تو
در آستینم جا مانده باشد!


6

گفته بودم بیایی
منجی صدایت می زنم
نیامدی و "صلیب"
بر دوش بطری های مست
رفت
که
رفت...

 

7


از در كه بيرون رفتی
كسی روي ميز ضرب نمی گيرد
برگردی و روسری ات را
بر شانه ی خسته ی جارختی بياويزی
...
مواظب موهايت نباش
كوتاه هم كه باشند
تخت يك نفره هميشه شانه ای بلند به دست دارد
و يك صندلي خالی
به آغوش كشيده است
...
كسی نخواهد نشست
و جشن ميز را
به سلامتی پرنده هايی كه پشت بكارت ات
زندانی اند
به هم نخواهد زد
...
كاردی
جلادی
وسوسه ای
ببر گلوی درنده های دل ات را
سايه ای پشت در نمی جنبد
تا گوشت به گوشت اش را
به دندان بگيری!
و براي مگسی كه گلو به گلويت وز وز می كند
خط و نشان بكشی!
...
تو روی كلاغ را كم می كنی
به خانه نرسی
روسری از سر برنداری
و كسی را كه روی ميز ضرب نگرفته است را
به يك خواب مشترك
دعوت نکنی! 

 8

دنبال پنجره ای هستم
برای بستن!

 

 9


آخرین شبتاب هایم
عاشق آفتاب شدند
ستاره ای بینداز
در دل این آبگیر!

 

10


لب باز کن لعنتی
گونه ام سیاه است
دندانی پوسیده
و پلکی که هر شب
با خواب دوئل می کند

 

11


برف يا
 گندم زار
در بطری "سكس و فلسفه"
به سگ سياه پدربزرگ وفادارم
و به جوجه اردكی كه زير پيراهنم زندگی می كرد؛
با يك تانكر آب،
با دو پر اضافی،
با چند استخوان،
به عرق گيرهايی فكر می كرد كه قرار بود
بيشتر پاره كنم...
برف یا
گندم زار؟
خوشه ای در دلم نمی بارد...

 

  12

آی سوزن بان
واگن های خیالم
از ریل دنیا زده اند به چاک!


13

کلمه ای
بپاش
 بر کبوترانِ مرده ام
ابرهای این قفس
سالهاست
 اسیدی ست...

14


فوت می کنم جهان را
تا در مدار خیال ات
گرم شوم!


 

  • کیوان احمدنژاد  - نظر
    سلام خانم نوروزی شعر شماره 2 خیلی زیبا بود بااین مشکلاتی که مردم دارن کلا مردهاشون رو فراموش کرده اند شاید تلنگری باشد تا برای انها فاتحه بخونن
  • جعفر احمدیه  - ایرانلی بیر تورکم من
    ایرانلی بیر تورکم من دیل وطنیم ایران دی کولتور وطن بورادی وطنیمی آتمارام اوزلوکومی دانمارام ایران بوتون بیزیم دی ساییمیز دا ایران دی جانیما جان قاتیب دی وطنه جان قوربان دی آنا وطن ، سن اینان افتخاریم اولوب سان فخر مایاسی منیم دی افتخاری سوزوم دی منیمسه ماق ایشیم دی اوز دیلیمی ساخلارام چالیشارام بارلارام وارلیقیمی آرتیر رام آرتیر ما اوندا اولسون ملی وارلیق ساخلانسین گله جکده بارلانسین یازقی دیلیمده اولسون هر نه اوننان بللنسین سوزلر اوننان گورسن سین دوشونجه دن قاچمارام بیلگین لری خوشلارام آنا دیلده توشلارام سوز وطن ده سازلارام آنا وطن دیلیم دی کولتور وطن جانیم دی کولتورده دیل قانیم دی دیل قانیمی قورودمام وارلیق باغین یاندیر مام سوزلوک باغینی ساتمام ساخلارام وارلیق لاری بارلادارام اونلاری کوچوررم اوزگه لری بسله رم آنا دیلی آنا دیل دی وطنیم ایران دی بوتون منیم ایرانلی بیر تورکم من ***
  • هادی بیگی
    این کارها را اولین بار از این شاعر میخونم. کارها کمی فراز و نشیب زیاد دارند. اما لذتبخش اند. 6 قطعه اول فوق العاده اند با تصاویر ابژکتیو و یک فضای قرن بیست و یکی. توصیفات و شرح رمان گونه حتی در کوتاهترین اشعار از ویژگی های به نظر من بسیار مثبت شاعره که نوعی پختگی اجتماعی و فکری رو منع** میکنه. این کارها واقعن ارزشمندند و در طول زمان اثر گذار.
  • کلاغ  - قدر دانی
    سلام لیلا خانوم ممنون که بهم سر زدی شعر هات هم قشنگن من قبلا شعر میگفتم اگه دوست داری بخونیشون به آرشیو وبلاگم مراجعه کن خوشحال میشم در اینباره نظراتت رو بدونم
نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر: