poem - page

آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید من بودم...
آن مؤلفی که باید می مرد
کاغذهای دفترم را
به آتش کشیدم
و کبوتری سفید
به دست های شما رسید
شاعر شعر می نویسد
قصاب گوشت می فروشد
و مرگ با چهره ای خندان
از کنارمان می گذرد.
می دانی؟
خاصیت زندگی همین است
گلوله ای
در تاریکی شلیک کرده اند
گلوله ها
به هدف نزدیک که می شوند
پناه می گیریم
گلوله ها
به هدف که می خورند
آرام می گیریم.

جهت تهیه کتاب لطفن با این آدرس مکاتبه بفرمایید :  آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید

  • هادی بیگی
    یه مقدار با سفارشی کردن کار مشکل دارم. اینکه همه دوس داریم شاعر باشیم و شعر را به نحوی - حتی عریان - در کارهایمان وارد کنیم زیاد جالب نیست. شعر از ابتدا مخاطبای خودش رو از عوام الناس میکنه و جدا میکنه. اما پایان کار یه سکانسی بود که من خیلی لذت بردم چون از این حالت های مرموز و قدرتمند خوشم میاد.
  • فرشته رسولی
    گلوله ای در تاریکی شلیک کرده اند آفرین!
نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر: