| poem - page |

هذیان
تایر چرخ دبنگی در قد خالی خیابان مثل فرفره میچرخد
آفتاب میلنگد از پشت گنبدهای سفالی
در کرکر آجرهای نقرهای یک در میان یکی هست یکی نیست
هوا مثل زعفران با ده انگشتش پانزده جایم را انگشت میکند
نفسهای زردش را میمالد میچسباند
هوایی میکند هوا یم را
می چرخاند و بد جوری زیر پایم را خالی میکند
دستم را به خالیها میبندد
حالا را هم این جا نگه دار
این جا درست هم این جا
صدا در فرار است صدا بده میترسم لاله خانوم
باران را در شانههای انگور در آسمان توقیف کن صدا فراریست
آدمها حرف
ابرها حرف
زمان این هوای ولرم زم زم است
کفشهای کتانش جفت زیر پا
حالا حالا نیست
خاک هم گذرا باشد خاک نمیشود
خاک پا ندارد مچ پا ندارد
نمی تواند توپ را شوت کند و در برود
حالا را که میگویم حالا میدود در میرود
حرفها که از لبم میریزد حالا را پر نمیکند
شرّ و شرّ حالا میریزد
بیا من را ببندیم به درخت حالا لاله خانوم
بگم عشق عشق نخشکد در کنج
بگم خواستن راهش را نگمد در دیروزها جا نماند یخ نزند
ساز را در کوکش نگه دار
بالهای پرنده را یک آن به شعر برگردان
حالایی کن پرواز را بیا لاله خانوم
سر و لباس مان را تازه کنیم
ماتیک و پودر بمالیم
در یک نگاه دل حالا را تاااک جایش بندازیم
حوصلهام سر رفته
بیا دیگه
لاله لاله لاله
لاله لاله لاله اون دختر
اون دختر تنگ چشم ژاپنی
اون که سایه های زردش پخش شده بود
اون خونه خراب
زیر دامن موزه ی حجمی ی آلمینیومی
همینطور که داشت عکس مونو میگرفت
داشتم دامنم رو جم و جور میکردم
آفتاب زد به کله م
کلهم آفتابی شد
یعنی میخنده حالا میخنده یعنی
اااای وااااائ این جاش خنده دار شد
فکر کنم فارسی قاطیش کردم
شلوارم تنگ شد
زنجبیل لازم شد
زنده باد صدای خنده هامون
لاله لاله لاله
دارم تتمه ی جنجالی رو که راه انداختم میکشم
تورهای صدا رو شناخته نفس هام میزنه
تو هوای پرندهها بال و پر جون میده
مثل قایق کوچیکی تموم آبهای دریا رو سرکشیده وزیر گرفتتش دریا
آاای
این قرمز میترسونه من رو
به خواب هام دست رسی ندارم
دور از خودمم
من بدون اون خواب یتیمم لاله
سبز رو هیچ دوست ندارم
سفید و دوست دارم
گاهی زرد و گاهی ماهوتی
اصلا هیچ کدوم
هیپوهکی میزنه تو گوشم ساز کدو تنبلی
شکل یه دمبک
بیا ببریم من رو بخوابونیم لاله
موغانیها دخالت کردن تو خونم این روزا
اون حرفا از راه به درم کرده
آی لاله
مثل بچهای که پستونکش رو گم کرده باشه
دست از سر انگشت شستم بر نمیدارم
دستم تو پر و پام میپیچه به درختها گاهی
بگو شبها وقتی ماه به ماه نگاه میکنه
سینه شو باز کنه موغا أان خونین
بگو صبح سحره خوابم مییاد خمیازه ام
تو موغا أان شما عشق بازی میشه
اون پسرو نبینم دق میکنم
هرهرهایی که شب را در شبم شکه میکند
در گلوها نیستم
در این حرفها شبگریهها مویه هام
در نگاهها نیستم
لمیده روی ملافه های سفید
لبهایم خونی
نوک پستان بر آمدهام کبود
بند شورت گٔل منگلیم پیچیده دور انگشت کوچکم
با نگاه های آتشم جیز و جیز در سوزاندن تو نیستم
هرهرهایی که شب را در شبم شکه کند
بغض منفجری که آسمان قرمبه را بترساند
ای جااان بس بس بسهایی که..
الفت را به گلفت بپیچاند
کشیدنهایی که دود سیگار را به سرفه بندازد
هوایی کهدر چشم گرد و غبار برود
دل دل کردنم در بی زبانی بهت و خیرگی
مرگ چیست مگر
مرگ به چه میگویند
ناودانهای تنگ و بلند
هشتیهای لاغر تاریک
در آهنی
رومیزی ساتن
لحاف و تشک پشم
این شتر با کوهانهای پرش از گلویم نمیگذرد
ادامسش را بده بجود
مرگ جز چشمهای تاریک خودش شبیه هیچ چیز دیگری نیست
دستمالم درد میکند
سرم را بده بپیچم دورش
مثل مردی که پشم میکوبد چوبت در دستت نگرد قروم دنگ
قاشقی را که پشت کمرت بستهای باز کن
آش ات را بخور
در گلوها نیستم
در این حرف ها شبگریه هام مویه هام
بهانه
اونجام نه که این جام
ای جا مه بیییییییی
جای اسمام عکسام این جا ها
این طرفو میگم
این طرفو که نه
بیا میامات
اونجوری نه
اون طرف
دستم که نه
این جای دستم
اینجوری ببین
نه نه اینجوری نه
دوست ندارم
از اونا نه
از اینا
چی بگم که
چی میتونم بگم که
من چی میگم
میگم بیا دیگه
نیای جیغ میزنم
لخت میرم پشت بوم خودمو میندازم
اسبم پدرم اسب نیستم که
پدرمو میگم
ولم کرده دیگه
کی رو
ولتون میکنم و میرم
همتونو
میرم
نه از این از این یکی اون یکی
نه هیچ کدوم
همه چی خوشه
هیچ جام نیست
هیچی نمیخوام
خوش میگذره میگذره دیگه
نامه هامو میگم اوون حرفا
شوهرم بچه م دارو ندارم
پس چی میگذره دیگه گذشت میگذره میره میره
دردم اون ماهه
از دور چشم ابرو مییاد
ستاره ها بلاخ میفرستن
بلاخ بلاخ بلاخ
کمربندشو نشونم میده <یاغیش >
تو سرو کلهٔ هم میکوبن ابرا
انگشت شستش رو این ور اون ور می کنه خدا
آااییییییییی داد میزنم حالا
از بلندی نگاه میکنه وتو گوش شعرم آب فوت میکنه
شبگردارو میگم
وقتی ما میریم گردش با پاشنه بلنداشون تاک توک تاک توک میگردن گوشامونو
گوشام لاخ لاخ صدا میده
سرم گیج میره
دارم بالا مییارم
بالا آوردم
بیا نشونت بدم
بیا خل شیم.
Mai 2007
