poem - page

  Download File PDF

«حکمت س» یا حکمت سه یا حکمت سوال ، حکایت دیگری از درگیری من با شعر است. معشوقه ی سرخ لبی که پراندن دوستان را طی این سالها شرط دوستی کرده، نمی گذارد حتی بخوابم، پس هنوز هم فقط با شعر می خوابم. اگر خونی در قلبم پمپ نشود، دیگرهیچ عشقی نمی تواند در آن لنگر بیندازد، پس حال مرا تنها حال من می نویسد، ربطی به دیروز و فردا هم ندارد، هر چه هست امروز است. دیگر یاد گرفته ام هیچ پلانی برای فردا نداشته باشم. شعر می گوید و من گوش می شوم چون عقل دل است، علم ماندن است،تنها ماندن است، تنهایی با کلمات است. در این راهزنی، من می نویسم و کلمات هورا می کشند.کلماتم آدم هایند، فرقی هم نمی کند پارسی بنویسی یا انگلیسی، تنهایی همان است، تنها آدم هاش فرق می کنند.من می نویسم که آدم هام را پیدا کنم، حالا چه در ایران، چه هرکجا! چه فرق می کند؟ زندگی همان است ,همین تنهایی!

  • مریم
    ممنون
  • احسان مدرسی
    علی عبدالرضایی عالی بود پس هنوز تو مد شعری اثبات کردی مرد
نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر: