poem - page

خانه را به هم می ریزد
زنده به گورش می کنم
میان بازوانم
خودش را به آتش می کشد
می گریزد شعله ور
از خیابان های تنم
برایش قانون می سازم
بی رحم چنگ در موهایش می کشم
شکنجه اش می دهم
سنگسارش می کنم
هر روز در پنجره تیرباران
هر وقت دلم بخواهد از سقف آویزانش می کنم

چرچیل می شوم پشت گونه هایش
استالین بر سینه ها و
هیتلر روی ران هایش
قرمز روی اسفالت
نمی داند دارد مجسمه می شود
تسلیم نمی شود
سینه هایش را پرچم کرده است و از انقلاب می گوید
  • رامین حاجی کریمیان  - توتالیتر
    دیکتاتوری درست مثل دیکتاتورهای قرن بیست و یکم نه دوستت دارم می گویی نه دوستت دارم می شنوی آنقدر فیلتر می کنی تا انقلاب کنم. (رامین حاجی کریمیان)
  • میم. بیات
    عالی ست....
  • علی فتحی مقدم
    مهرداد جان عارفانی! شعر زیبایی گذاشته ای ...تبریک می گویم به خاطر این طراوت ذهنی...دست و قلم مریزاد شاعر
نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر: