poem - page

ابوالهول سر پیچ رابطه‌ی فیثاغورث


چند روزی ست اسب‌های قرمز درگاراژ پنچر
و ترجمه‌ دریچه‌ی بسته‌ای ست با پیچک‌های ِ خیس قفل
این روزن اما با پیچ و خم نخ طلایی به انتهای غار هیولا
به یونان وصل می‌شود
جایی که ابوالهول شعری به دندانش  
معما طرح می‌کند برای نصب سر مده‌آ بالای این افق برفی.
 

معمای اول
 
خاطره‌ای که پوسته‌هایش را ازاکنون گرفت وعنوانش را از احتراق سماوات
در رختخواب چه گونه کتابی می‌تواند باشد؟
 
پلیسی
علمی  
پاورقی
هیچ کدام.
 
معمای دوم

 
جاده‌ای که روی ردیف طلسمات و رعایت موازین معماری
 بالای یک درخت پی ریزی می‌شود
 چند تن سیمان لازم دارد؟
 
یک ته استکان
به اندازه وزن کبوتری در آب  
مجذور قاعده ضرب در عدد " پی " تقسیم برتراکم اوضاع
به اندازه کافی
 
      معمای سوم
 
 
تفاوت زنی گیج  که از باغ‌های گل سرخ مانوئل دفایا رد شد
 با مردی که توسط پرنده‌های سیاه ِمشکوکی
 در خواب دستگیر می‌شود در چیست؟
 
اصلیت احکام عاشقانه در تبادل دو مسیر ِمخالف ضمنی
تاثیر کواکب در سعد و نحس نیروهای کوانتومی و ذرات ناپایدار در اوزون
 تفاوتِ دوربین لایکا و ساز روسی بالالایکا در یک واقعه
کند غلتیدن ِدو دایره سبز و سیاه و اتفاق سنجاقکی درچهارراه بعدی
 که می‌تواند همه ریاضیات قلب را قاطی کند
 
 بگذریم از پیچ این رابطه‌ی فرعی در نصف‌النهارِ خودگردان
 و اتصالات نامتصل
هوش مکعب‌های ساده برای چیدنِ ِچندین امکان ِمعلق ست
تصورِ ریزش ماه در برج‌های انتزاعی
تخمین زیبایی ِناب در زشتی
وقتی منار می‌خواهد جنبان باشد اما یک ور نیفتد روی خودش
 
فعلن که اسب‌ها پنچر
 بیرون ِجاده؛ پل و رودخانه‌ی مالمو یخ بسته
چرخ را بیندازی بالا
 مست و ملنگ هزار سیب می‌شود روی هوا
پس صبر می‌کنیم تا بهار.
 
 
جلسه‌ی هیپنوز در مطب دکتر کالیگاری
 
 
نه آبی بود عشق   نه سرخ   نه خاکستری
اتاقی سیاه با مقرنس طلا، تودوزی مخملِ ِشرابی
دستگیره‌های مذاب و دیواره‌های تاشو رو به دریا
سلام و کلاغ‌ها ی رنگی در یک هوای قدیمی
 سلام و شعله‌ها     
 و صحنه را دودی ملایم می‌گرداند
 
حدود جغرافیایی این خواب از خط چندم مبهم ست؟
 
رود تاریک از این جا رد می‌شد. سرودِ قایقرانان ولگا. خور خور پاروها در سینه‌ام مرد روسی با چکمه‌های گِلی . قطاری مرا به داخائو می‌رفت . دوچرخه‌ای بی صاحب از تماشاخانه برگشت. ساعت چپ کوک و مست در گردنه افتاده بود. کاغذ‌های برفی و این همه کشته  در کتاب ِبی سطر .گل سرخ؛ زخمی که می‌خزید بالا تا شکل موسیقی
 
گذشتیم. گذشت
 
این رابطه تا کجا پیچ می‌خورد وقتی که راه لغزیده ست؟
 
روی قایق‌های شناوردرخونم حکاکی فیل‌هاست. روی استخوانم چیزی بنویس .جوری که نور از تو می‌چکید و کلمه‌ها دورمان بازو شدند  .بازی مان گرم بود. لبه‌ی دنیا را برگردان  روی لبم .پشت الفبا سد و در حاشیه آبشار است. تا باریکه‌های سکوت بِکش صدا را تا فارسی دل نهنگ پیدا کند. تیمارستان شن از شیب زبان و قاب شیشه‌ها بیرون بریزد.
 
  گذشتیم . گذشت
 
بیابان با چه شگردی روایت ورطه ها ست ؟
تاریکی ِ هرچه پلک می زدم هیچکس، ظلمات ویزویز و سطرهای لبریز. وقتی شاخک‌های ماه درآسمان کج شد . شب با همه تردستی‌اش جواب این شکاف نبود. در نفس زنانم مردی با خودش در معاشقه.کم کم راه می‌شدم در چاه و لیز می‌آمدم بالا. در اتاقِ عکس‌ها ؛ آسانسور فلج درطبقه هفتم. دوزخ زاویه غریب و سردی داشت. چهل طوطی خمیده روی کتاب ِغایب؛ در طلسمات چشم تو یک باره سنگ شدند .
 
گذشتیم . گذشت
 
بگو آن جا برای رسیدن به سوی ما چه خط و نشانه‌ای دارد؟
 
حالا منظره‌ کجای دیروز است؟ شاید رسیده‌ایم .چشم بند سیاه را بازکن .این بوی غول تنها در قوطی کبریت خیس،این اتاق بد قلق. با آینه‌کاری و تاقچه‌های مخفی. کلید را بگیر. بچرخان.این مکعب ِشاد ؛ پهلویش چکه دارد . گوشه اش تَرَک‌.هرچه دورتر؛ برهنه در خودش راه می‌رود. هرچه دیرتر از کوچه‌های می‌رود ؛ دوباره رفته ست وتنهاییم. یک مسیر چپ اندر قیچیِ که زیر آب نشست،اتاقی بی سقف بی ثانیه.
 
و عشق آوار و آهسته
گذشتیم .گذشت
 
 
دستور تهیه یک آدم
 
به متر و وزنه‌ها باید برگردم
 به شاقول و دایره؛ پرگار و گونیا
گِرَم  میزان الحراره‌   ثانیه
به اندازه‌ی سکوت   دست‌های قحطی    قطره چکان
پیمانه  و ماشینِ حساب
 
باید کُند و یواش بنویسم
دریا  با صدای کشیده و آرام
جنگل خش خشِ خیس ِیک برگ
در این هوای خسیس و ابرهای محدب
اشاره‌ها کافی‌اند
 
لای درزها از لیوان‌هایِ کف‌آلود
نشت کرده‌ام از تمام سوراخ‌های لحیم و
لبه‌های با چسب محکم شده
غلیظِ ِغلیظ           شیرین و سَمی
کپسول‌های هوا      فنرهای تنگِ گردِ سینه
دندانه‌های تیزِ دور صدا   دالبُرهای اطراف باد
نفس نفس
 
من به شدت مایل به خوردن شما با دست
و ناقلِ عطسه‌هایی دیوانه‌ام
 
 
باید صاف و دور بایستم اما
 پت پت شعله را زیر گلویم کمتر و ...
برگردم سوی حروف زخمی و آهستگیِ بال ها
برگردم به خال ‌های سفید و پرهای سیاه
 
تق تق ِ ارواح پشت ِدری که نیست
به شتک‌های خون
پشنگ نور
ذرات ِشادی در تلسکوپ
باید کم کم برگردم.



آزیتا قهرمان  شاعر مترجم

 کتاب ها  /آواز های حوا تندیس های پاییزی  /  فراموشی ایین ساده ای دارد /اینجا حومه های کلاغ است ( زنی آمد مرا بپوشد)/  شبیه خوانی   

مجموعه اشعاربه  سوئدی
   سوئدی   جلسه هیپنوز در مطب دکتر کالیگاری
 سوئدی
مجموعه چهار کتاب شعر
انگلیسی / گزیده اشعار  ترجمه مورا دلی  ؛  الهام شاکری  

   ترجمه  

 جایی که پیاده رو تمام میشود  /  شل سیلور استاین   با مرتضی بهروان

روشنای تاریکی/   ترجمه اشعار ترانس ترومر با سهراب رحیمی