| poem - ترجمه |
اي اروپا
ای اروپا !
خيابون هات
رهبرهات
موزه هات
پليس هات، دخترهات، زن هات، پنجره هات، درهات، ميدون هات، گربه هات، دودكش هات ، قايق هات، قطارهات، اتوموبيل هات، آبشارهات، فرودگاه هات، باجه تلفن هات، بانك هات، كلانتری هات، رستوران هات،
ساحل درياهات، بام هات
سگ هات
پاسپورت هات و ...
همه چيزت اي اروپا
همه چيزت، فدای اون تك درخت بغل خونه مون!
2
در
پاريس
گاه گاه
مي روم
ر و ي
بلــندترين
نقطــــه ي
بـــــــــــــــرج
ايـــــــــــفــــــل
مـي ايــــــــستم
هـــــمه جا را از اينجا مي بينم
فقط هـولـــــــــــــــــــير را نمي بينم !
هولير: زادگاه پيربال در كردستان عراق
3
مادام که پول یک جفت کفش در پاریس
شکم سی گرسنه را در سیبری سیر میکند
مادام که سه کرون سرد سوئدی
برابر است با معاش سی و سه روز سی و سه انسان بینوا در سومالی
مادام که ارزش یک پيپسی کولا در شیکاگو
یک ماه کل خوراک آدمی در هولیر است
مادام که یک پوند، قیمت دو پیت بنزین در سارایوو است
مادام که نرخ یک عمامه در عربستان
معادل نرخ دو خانه است برای یک بی خانمان در ارمنستان
مادام که یک مارک آلمانی
یک قوطی پنیر و یک گونی سیبزمینی در پترزبورگ است
مادام که قیمت یک شلوارک در ژنو
بهاي پانزده دست کت و شلوار در بمبئی است
مادام که یک دلار نامرد، پانصد دینار در سلیمانیه است
مادام که سی تا پانصد دینار حتا لیوانی فالوده در ونیز نمی شود
باید این جهان سرتاسرش ویران شود
-
Y-m-d H:i:s |212.23.21.103| ناشناسقاموس هفتم در «ژنو» اتفاقی «ژان ژاک روسو» را دیدم گفت: «اعترافات» مرا ببر برای خودتان پارک درست کن. در «پاریس» اتفاقی «ولتر» را دیدم گفت: هذیان هایم را ببر برای خودتان قانون درست کن. در «استکهلم» اتفاقی «استریندبرگ» را دیدم گفت: نفرتم نسبت به زن را ببر برای خودتان «مونالیزا» خلق کن. در «روکین» اتفاقی «نیچه» را دیدم گفت: دیوانگیم را ببر برای خودتان جوانه گیاه درست کن. در «قرطبه» اتفاقی «همینگوی» را دیدم گفت: خودکشی ام راببر برای خودتان زندگی خلق کن.
| < قبلی | بعدی > |
|---|